برگردان به زبان ساده
عید است و نوبهار و جهانرا جوانئی
هر مرغ را به وصل گلی شادمانئی
هوش مصنوعی: عید و بهار فرارسیده و همه جا پر از جوانی و شادابی است. هر پرندهای به خاطر رسیدن به معشوق خود، از گلها خوشحال و شاداب است.
همچون هلال عید شدم زار و ناتوان
روزی ندیدم از مه خود مهربانئی
هوش مصنوعی: مانند هلالی که در آغاز ماه عید ظاهر میشود، زار و ناتوان شدهام و هیچ روزی از شادی و محبت محبوبم برخوردار نبودهام.
روزم به در دل گذرد، شب به سوز هجر
دور از سعادت تو عجب زندگانئی
هوش مصنوعی: روزها در دل من میگذرد و شبها با درد فراق تو سپری میشود. چقدر عجیب است که در این شرایط همچنان زندگی ادامه دارد.
خلقی به عید، خرم و از نوبهار، خوش
ما و فراق یاری و اندوه جانئی
هوش مصنوعی: مردم در عید خوشحال و شاداب هستند و از بهار لذت میبرند، ولی من به خاطر جدایی از محبوبم دلم گرفته و غمگینم.
شاهی به سوز عشق تو شد روشناس شهر
داغ سگان بود ز برای نشانئی
هوش مصنوعی: سلطانی به خاطر عشق تو به شدت دچار درد و سوزش شده و نشانهای از این عشق را در شهر، که پر از داغ و غم است، جستجو میکند.