برگردان به زبان ساده
ای گل نو به سفر رفته و سالی مانده
ما ز اندوه میان تو خیالی مانده
هوش مصنوعی: ای گل تازهای که به سفر رفتهای، در دل ما که از غم فاصله گرفته، هنوز یک یاد و خیال از تو باقی مانده است.
دل مهجور من از مویه چو مویی گشته
تن رنجور من از ناله چو نالی مانده
هوش مصنوعی: دل دلتنگ من از گریه به حالتی درآمده که گویی به موی میماند و بدن خسته من از ناله حالتی پیدا کرده که به ناله شبیه است.
به تمنای دهان تو همه عمر گذشت
وز تو ماراست همین فکر محالی مانده
هوش مصنوعی: تمام عمرم به انتظار لذت لبهای تو گذشت و حالا تنها همین خیال غیرممکن از تو برایم باقی مانده است.
لعلت از گوهر کانیست نشانی داده
رویت از نسخه مانیست مثالی مانده
هوش مصنوعی: دلایل زیبایی و ارزش تو از سنگ قیمتی سرچشمه میگیرد و وجود تو نشانی از هنر و زیباییهای مانی است، که همچنان نمونهای از آن باقی مانده است.
رانده شاهی ز غمت اشک چو پروین هر دم
هر کجا از سم اسب تو هلالی مانده
هوش مصنوعی: از غم تو مانند پروین هر لحظه اشک میریزم و هر جا که سم اسب تو فرود آمده، حس غم و اندوهی باقی مانده است.