برگردان به زبان ساده
من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
گرانی بردم از کویت، رقیبان را بشارت ده
هوش مصنوعی: من از درگاه تو خارج شدم و از خوشیهای خودم چشم پوشیدهام. اگر بار سنگینی به دوشم هست، به رقبایت بگو که من در این راه تلاش کردهام.
مرا از سیل محنت خانه ویران گشت در کویت
زمانه گو اساس خصم را ساز عمارت ده
هوش مصنوعی: من به خاطر سختیهای بسیار، خانهام ویران شد. در کنار تو، ای زمانه، بنا کن و پایههای دشمنی را از نو بساز.
به یغما برد چشم کافرت ملک دل و دینها
که گفت آن ترک تیرانداز را تعلیم غارت ده؟
هوش مصنوعی: چشمان بیایمان تو سلطنت عشق و باورهایم را به غارت بردند. چه کسی به آن تنور تیرانداز (معشوق) آموزش غارتگری داده است؟
به تعظیم وصالش چون نگشتی سرفراز، ای دل
به عجز و نامرادی روی در کنج حقارت ده
هوش مصنوعی: ای دل، چون نتوانستی در عشق او با افتخار و بزرگی رفتار کنی، بهتر است که به ناتوانی و ناامیدی خود در گوشهای از حقارت بنشینی و به آن فکر کنی.
سر فریاد بلبل نیست آن گلبرگ رعنا را
چه سود این گفتگو شاهی، برو ترک عبارت ده
هوش مصنوعی: بلبل از اینکه فریاد کند و سخن بگوید، چه فایدهای برای آن گلبرگ زیبا دارد؟ ای شاه، بهتر است که از این حرفها بگذری و به عمل بپردازی.