شمارهٔ ۱۵۴
امیر شاهی
»
دیوان اشعار
»
غزلیات
»
شمارهٔ ۱۵۴
ساقیا، لطفی بکن جامی بده
درد ما را یکدم آرامی بده
میکنم عرض نیازی پیش تو
گر جوابی نیست، دشنامی بده
سر فدای تیغ تست، ای جان بیا
قصه ما را سرانجامی بده
ما چو دوریم از برت، آخر گهی
نامهای بنویس و پیغامی بده
چند سوزی شاهی دلخسته را
گاهگاهش وعده خامی بده
شمارهٔ ۱۵۳: مائیم و دلی ز دست رفته
شمارهٔ ۱۵۵: من از خاک درت رفتم، متاعم را به غارت ده
اطلاعات
وزن:
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قالب شعری:
غزل
منبع اولیه:
ویکیدرج
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ساقیا، لطفی بکن جامی بده
درد ما را یکدم آرامی بده
هوش مصنوعی: ای ساقی، لطف کن و یک جام به من بده تا چند لحظهای دردهایم را فراموش کنم و آرامش یابم.
میکنم عرض نیازی پیش تو
گر جوابی نیست، دشنامی بده
هوش مصنوعی: من نیاز خودم را به تو مطرح میکنم، حتی اگر جوابی نداشته باشی، لااقل یک فحش بده.
سر فدای تیغ تست، ای جان بیا
قصه ما را سرانجامی بده
هوش مصنوعی: عشق من، جانم فدای شمشیر توست، بیایید و داستان ما را به پایانی برسانید.
ما چو دوریم از برت، آخر گهی
نامهای بنویس و پیغامی بده
هوش مصنوعی: ما از تو دور هستیم، اما گاهی برای ما نامهای بنویس و خبری بفرست.
چند سوزی شاهی دلخسته را
گاهگاهش وعده خامی بده
هوش مصنوعی: گاهی اوقات به دلشکسته شاه وعدهای از خوشیهای آینده بده تا کمی تسکین پیدا کند.