برگردان به زبان ساده
ای غنچه را خون در جگر، از لعل رنگآمیز تو
عشاق را جان در خطر، از صلح جنگآمیز تو
هوش مصنوعی: ای غنچه، از زیباییات دل عاشقان در خطر است، چون رنگ لبت چون لعل است و بر دلها اثر میگذارد؛ عشق و آرامش تو باعث شور و شوق و در عین حال جنگ و ستیز در دلها میشود.
رویت مه ناکاسته، خط سبزه نوخاسته
شکل غریب آراسته، نقاش رنگآمیز تو
هوش مصنوعی: چهرهی تو، مانند ماه زیباست و خطی که بر چهرهات است، سبز و تازه به نظر میرسد. نقش و تصویر عجیبی که تو را زینت بخشیده، به دست یک هنرمند با ذوق و بااستعداد ایجاد شده است.
گفتی: گل وصلی دهم، خاری ندیدم از تو هم
ای دور از آیین کرم، لطف درنگآمیز تو
هوش مصنوعی: گفتی که به من گل محبت میدهی، اما من هیچ زحمتی از تو ندیدم. تو ای کسی که از آداب مهربانی دور هستی، لطف و محبت تو به من بسیار دلنشین و ارزشمند است.
گاهی زنی سنگ جفا، گه طعن و دشنام از قفا
باد است و گل دیوانه را، دشنام سنگآمیز تو
هوش مصنوعی: گاهی زنی با سنگ به انسان جفا میکند و گاهی از پشت به او دشنام میدهد. این در حالی است که گل دیوانه نیز به طرز شدیدی مورد دشنام قرار میگیرد.
شاهی برو زین آستان، از در چو راندت دلستان
خود عار میدارد جهان، از نام ننگآمیز تو
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از این مکان برو، زیرا اگر دلبر تو تو را از در بیرون کند، جهان از نام ناپسند تو شرمنده خواهد شد.