برگردان به زبان ساده
عیسی دم است یار و دلم ناتوان از او
آن به که درد خویش ندارم نهان از او
هوش مصنوعی: دوست من عیسی است و من در قلبم ناتوانی احساس میکنم. بهتر است که درد درون خود را از او پنهان نکنم.
بر ره چو دید چهره زردم، بناز گفت،
تا چند دردسر کشد این آستان از او
هوش مصنوعی: وقتی که او چهره زرد من را دید، گفت: تا کی باید این درگاه، از او مشکلات و دردسرها را تحمل کند؟
عاشق که دم زند ز وفا، خون بریزیش
ور جان کشد بر تو، برنجی بجان از او
هوش مصنوعی: اگر عاشق درباره وفاداری صحبت کند، بگذار او را بکشند؛ حتی اگر جانش را فدای تو کند، نباید به او اهمیت دهی.
قمری ز بسکه ناله و فریاد کرد دوش
تا صبحدم بخواب نشد باغبان از او
هوش مصنوعی: قمری به خاطر زیاد ناله و فریادش، تا صبح نتوانست خواب آرامی برای باغبانش ایجاد کند.
دلبر شکست عهد و ز یاران بتافت روی
ما را بهیچ روی نبود این گمان از او
هوش مصنوعی: دلبر وعدهاش را شکست و از دوستان فاصله گرفت؛ ما هیچگاه گمان نمیکردیم که او اینطور با ما رفتار کند.
وقتی به ناز بالش گل تکیه گاه داشت
بلبل که یاد می نکند این زمان از او
هوش مصنوعی: زمانی که بلبل بر روی بالش نرمی از گل تکیه کرده بود، دیگر یادش نمیآید که در این موقع چه حالتی داشت.
شاهی که بی تو سوخت، ببین داغ بر دلش
خود سالها رود که نبینی نشان از او
هوش مصنوعی: حکومتی که بی تو دچار سوختن و ناراحتی شده، درد و اندوهی که بر دلش نشسته سالها ادامه خواهد داشت، در حالی که تو هیچ نشانی از او نمیبینی.