برگردان به زبان ساده
جان شد آواره و دل بهر تو افگار همان
سر در این کار شد و با تو سر و کار همان
هوش مصنوعی: جانی بیقرار دارم و دلم برای تو ناراحت است. همانطور که سر در کار تو گذاشتهام، به تو وابستهام و همهی تلاش و فکر و حواسم به تو معطوف شده است.
هر کسی در پی کار و غم یاری و مرا
دل همان، درد همان، عهد همان، یار همان
هوش مصنوعی: هر کس به دنبال کار و غم خودش است، اما دل من همچنان همان دردها و وعدهها و عشق قدیمی را دارد.
بلبلان چمن آسوده به همرازی گل
در قفس ناله مرغان گرفتار همان
هوش مصنوعی: پرندگان باغ به آرامی در کنار گلها نشستهاند، اما با غم و اندوه از حال پرندگان گرفتار در قفس شیپور میزنند.
قصه ما و تو افسانه هر کوی شده
عشق را با دل سودا زده بازار همان
هوش مصنوعی: داستان من و تو تبدیل به داستانی مشهور و افسانهای در هر خیابان شده است، و عشق ما مانند بازاری است که دلهای عاشق در آن به سر و صدا و خرید و فروش مشغولند.
شاهی ار وصل بتان نیست، به هجران خوش باش
گل همانست در این باغچه و خار همان
هوش مصنوعی: اگر نتوانی معشوق خود را در کنار داشته باشی، بهتر است که با دوری و جدایی کنار بیایی. در این باغچه، گل و خار هر دو وجود دارند و هر کدام زیبایی و دشواریهای خود را دارند. با پذیرش شرایط، میتوانی لذت ببری.