برگردان به زبان ساده
چشم تو خورد باده و من در خمار از آن
آن غمزه کرد شوخی و من شرمسار از آن
هوش مصنوعی: چشم تو باده را نوشید و من در حال مستی از آن، تو با یک نگاه بازیگوشی کردی و من از این موضوع شرمنده شدم.
بیمار عشق را ز مداوا چه فایده
فارغ شو ای طبیب، که بگذشت کار از آن
هوش مصنوعی: به کسی که در عشق بیمار است، درمان کردن فایدهای ندارد. ای پزشک، دست از درمان بردار، زیرا دیگر کار از این مسائل گذشته است.
چون دور لاله، عهد جوانی گذشت و ماند
در سینه داغهای کهن یادگار از آن
هوش مصنوعی: زمانی که دوران جوانی سپری شد و لالهها پژمرده گشتند، تنها یادگارهای قدیمی در دل باقی ماند و دردهای کهنه در سینه حس میشود.
آغشته شد به خون شهیدان عشق، خاک
وین گل نمونه ای است به هر نوبهار از آن
هوش مصنوعی: خاک این سرزمین به خون عاشقانی که جانشان را فدای عشق کردهاند آغشته شده است و این گل، سمبل آن عشق است که در هر بهار دوباره جوانه میزند و ظهور میکند.
شاهی، وفا مجوی ز اهل زمانه هیچ
چون کس نشان نداد در این روزگار از آن
هوش مصنوعی: ای پادشاه، از اهل زمانه انتظار وفا نداشته باش، چون در این دوران هیچ کس نشانی از وفاداری نشان نداده است.