برگردان به زبان ساده
ما جان بتمنای تو در بیم نهادیم
چون تیغ کشیدی، سر تسلیم نهادیم
هوش مصنوعی: ما جان خود را به خاطر عشق تو در خطر انداختیم و وقتی تو به ما حمله کردی، با کمال میل تسلیم شدیم.
پیکان تو چون از دل مجروح کشیدیم
صد بوسه بر آن از پی تعظیم نهادیم
هوش مصنوعی: وقتی که پیکان تو را از دل زخمیام بیرون کشیدیم، به نشانه احترام بر آن صد بوسه نثار کردیم.
ز استاد ازل عشق بتان یاد گرفتیم
انگشت چو بر تخته تعلیم نهادیم
هوش مصنوعی: از معلم ابدی عشق معشوقان را آموختیم، همانطور که انگشتمان را بر تختهای برای یادگیری گذاشتیم.
از فکر جهان فارغ و آزاد نشستیم
تا پای در این ورطه پر بیم نهادیم
هوش مصنوعی: ما از فکر و خیال دنیای بیرون رها شده و آزادانه نشستهایم تا به این دنیای پر خطر قدم بگذاریم.
هر چند دونیم است ز هجرت دل شاهی
باز آی که ما جمله به یک نیم نهادیم
هوش مصنوعی: با وجود اینکه دل شاهی به خاطر هجرت دو نیم شده، آن را بازگردان، چرا که ما همه در یک نیمه به هم پیوستهایم.