برگردان به زبان ساده
ای در غم تو حاصل من درد و داغ هم
آشفته دل ز فتنه زلفت، دماغ هم
هوش مصنوعی: ای معشوق من، در غم تو، درد و غم و اندوه تمام وجودم را پر کرده است. دل آشفتة من نیز از زیباییهای تیرۀ موهایت غرق سردرگمی است.
یکشب، ز چهره مجلس ما را فروغ ده
تا شمع گوشه ای بنشیند، چراغ هم
هوش مصنوعی: یک شب، از زیبایی چهرهات به ما روشنی ببخش تا شمعی در گوشهای بنشیند و روشنیاش را بگیرد.
سودای کویت از سر من میبرد برون
گلگشت بوستان و تماشای باغ هم
هوش مصنوعی: عشق و آرزوی دیدن تو تمام افکار و احساسات من را تحت تاثیر قرار داده و حتی زیباییهای باغ و گلستان را نیز از ذهنم بیرون کرده است.
ویرانه ایست گلشن عیشم، که هیچگه
بلبل بدانطرف نپرد، بلکه زاغ هم
هوش مصنوعی: این گلستان شادابی که روزی داشتم، اکنون ویران شده است. حتی بلبل که نماد زیبایی و شادمانی است، به سوی آن نمیپرد و حتی زاغ هم به آن توجهی ندارد.
شاهی که بی فروغ رخت سوخت همچو شمع
دارد غم تو وز همه عالم فراغ هم
هوش مصنوعی: سلطانی که چهرهاش نور و روشنی ندارد، مانند شمعی در حال ذوب شدن است. او غم تو را در دل دارد و از همه چیز در دنیا رها شده است.