برگردان به زبان ساده
با تو عمری شد که لاف دوستداری میزنم
لاجرم اکنون ز هجرانت به کام دشمنم
هوش مصنوعی: من مدتهاست که از عشق تو سخن میگویم، اما اکنون به خاطر دوریات، احساس میکنم به دشمنی دچار شدهام.
غنچهوار از دست دل خواهم گریبان چاک زد
چند سوزم لب به مهر و شعله در پیراهنم
هوش مصنوعی: چون غنچهای که از دل میخواهد رها شود، به یاد درد و عشق، میپندارم باید گریبانم را بگشایم. چندان میسوزم از مهر و احساس، که این آتش در پیراهنم شعلهور میشود.
گفتهای: خون ریزمت دست ار به دامانم زنی
گر میسر میشود این کار، دستی میزنم
هوش مصنوعی: گفتهای که اگر با دستانت به من آسیب برسانی، من هم اگر بتوانم، تلافی میکنم و برای آسیب زدن به تو اقدام میکنم.
تیغ آن قصاب را از خون من عار است و من
همچنان خود را میان کشتگان میافکنم
هوش مصنوعی: تیغ قصاب برای از دست رفتن خون من شایسته نیست و با این حال من همچنان خود را در میان قربانیان میاندازم.
آه دردآلود شاهی قصه دل باز گفت
از کباب من حکایت کرد و دود روزنم
هوش مصنوعی: شاهی با صدای دردناک و نالهای از دلشکستگی خود قصهای روایت کرد، و از کبابی که بر روی آتش قرار داشت و دودی که به سمت آسمان میرفت، سخن گفت.