برگردان به زبان ساده
هر شب از مستی به سوی خانه ره گم میکنم
نقد هستی وقف بر خمخانه و خم میکنم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر حال خوب و مستی، راه خانه را گم میکنم. تمام زندگیام را صرف لذتی میکنم که در میخانه پیدا میشود و به همین دلیل به سمت آن میروم.
هر شب از سوز درون بر حال بیماری خود
گاه میگریم چو شمع و گه تبسم میکنم
هوش مصنوعی: هر شب به خاطر درد درونیام گاهی آنچنان غمگین میشوم که مثل شمع ذوب میشوم و گاهی هم لبخند میزنم.
میکنم هر لحظه در پیش سگانت جای خویش
خودنمایی بین که من در پیش مردم میکنم
هوش مصنوعی: هر لحظه در مقابل سگهای تو، جایگاه خودم را نشان میدهم؛ چرا که من در جلوی مردم خود را معرفی میکنم.
خواهم اندر پایت افتم، دامنت گیرم به دست
چون ترا دیدم، ز شادی دست و پا گم میکنم
هوش مصنوعی: میخواهم به پای تو بیفتم و دامن تو را با دست خود بگیرم. چون تو را دیدم، از شادی خود را گم میکنم و نمیدانم چه باید کرد.
گفتهای: شاهی، بر این در کیست با چندین فغان
داد خواهم، بر در سلطان تظلم میکنم
هوش مصنوعی: تو گفتهای که تو سلطانی، ولی در این درگاه چه کسی است که با این همه ناله و فریاد به کمکم بیاید؟ من در مقابل پادشاه از ظلم و ستم شکایت میکنم.