برگردان به زبان ساده
خوش آن عیدی که اول دیده بر روی تو اندازم
ز ماه نو نظر بر طاق ابروی تو اندازم
هوش مصنوعی: خوشا آن روزی که برای اولین بار به چهرهی تو نگاه کنم و مانند ماه جدید بر قوس ابروی تو خیره شوم.
چو باد افتان و خیزان هر طرف سرگشته آنم
که گردم خاک و خود را بر سر کوی تو اندازم
هوش مصنوعی: مثل بادی که به این سو و آن سو میوزد و سرگشته است، من نیز اینگونه هستم. تنها آرزویم این است که خاک پای تو شوم و خود را در کوی تو بیفکنم.
چه حاصل زانکه آیم بگذرم هر ساعت از پیشت
چو نتوانم که از حیرت نظر سوی تو اندازم
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد که هر لحظه از کنار تو بگذرم، اگر نتوانم به خاطر حیرتم نگاهی به تو بیندازم؟
چو ماه نو شد از غم پهلویم، در اشتیاق آن
که خود را در نماز عید پهلوی تو اندازم
هوش مصنوعی: وقتی ماه نو میشود و از تنهایی و غمم میلرزم، به شدت مشتاقم که در روز عید در کنار تو باشم و خود را در آغوش تو قرار دهم.
ز دود دل سیه شد نامه شاهی، نه از خطت
چو خود سوزم، چه تهمت بر خم موی تو اندازم
هوش مصنوعی: از درد دل و غم، نامهی شاه سیاه شد و تیره گردید. نه اینکه از خط و نشانههای زیبای تو سوزانده شوم، بلکه نمیدانم چه دروغی درباره موهای تو بگویم.