برگردان به زبان ساده
خوش آن شب کان مه رخسار و زلف پر شکن دیدم
بهار عارضش را سبزه بر گرد سمن دیدم
هوش مصنوعی: شبی دلانگیز و زیبا بود که چهرهی دلربا و موی پرچینش را دیدم و زیبایی صورتش را مانند بهار یافتم که سبزهها دور سمنها را زینت داده بود.
بر این جان بلاکش، کس نکردست آنچه من کردم
از این چشم سیهرو، کس مبیناد آنچه من دیدم
هوش مصنوعی: هیچکس مثل من بر این جان پرمشقت، چنین رنجی نکشیده است؛ و هیچکس مانند من از این چشم سیاهرو، آنچه را که دیدم، ندیده است.
غبار کوی او را میشنیدم کحل بینایی
بحمدالله نمردم تا به چشم خویشتن دیدم
هوش مصنوعی: من صدای غبار کوی او را میشنیدم و خوشبختانه تا زمانی که بیناییام حفظ بود، زنده ماندم تا بتوانم خودم او را با چشم خود ببینم.
نیامد خوشگوارم شربت عیشی در این مجلس
که چون گل عاقبت بگریستم چندان که خندیدم
هوش مصنوعی: در این مجلس لذت و شادی برای من نیامده است و هرچند که تظاهر به خوشحالی و خندیدن کردهام، در دل به خاطر غم و ناراحتیام گریه کردهام.
مگو: شاهی غم دل با دهان او چرا گفتی
نیاز خویش کردم عرضه، چون جای سخن دیدم
هوش مصنوعی: نگو که چرا من از دل غمگین خود با او صحبت کردم. زمانی که فرصت را مناسب دیدم، نیازم را مطرح کردم.