برگردان به زبان ساده
مهی شد کان رخ زیبا ندیدم
نشانی زان گل رعنا ندیدم
هوش مصنوعی: تا به حال نتوانستهام نشانی از آن چهره زیبا ببینم و خبری از آن گل دلانگیز نداشتهام.
شبی دیدم سر خود پیش پایت
ز شادی پیش زیر پا ندیدم
هوش مصنوعی: شبی را دیدم که از شادی، سرم را به پای تو گذاشتم و هیچ چیزی جز پای تو را ندیدم.
تو تا ننمودی آن رخ، بودم آزاد
ترا دیدم، دگر خود را ندیدم
هوش مصنوعی: تا وقتی که آن چهرهی زیبا را نشان ندادی، من آزاد و رها بودم؛ اما وقتی تو را دیدم، دیگر خودم را ندیدم و همه چیز را فراموش کردم.
شدم خاموش در وصف دهانت
که از تنگی سخن را جا ندیدم
هوش مصنوعی: من در توصیف دهانت به حدی حیران و گنگ شدم که نمیتوانستم کلمات را به خوبی بیان کنم.
چه افتادت به عشق این بار، شاهی
ترا هرگز چنین رسوا ندیدم
هوش مصنوعی: چرا این بار در عشق اینقدر رسوا شدهای؟ هرگز مانند تو را در چنین وضعیتی ندیدهام.