برگردان به زبان ساده
بیک کرشمه که بر جان زدی، ز دست شدم
دگر شراب مده ساقیا، که مست شدم
هوش مصنوعی: با یک نگاهِ جذاب که به جانم زدی، دیگر نتوانستم خود را کنترل کنم. دیگر به من شراب نده، زیرا که به شدت تحت تأثیر قرار گرفتم.
ره صلاح چه پویم، چو عشق ورزیدم؟
به قبله روی چه آرم، چو بت پرست شدم؟
هوش مصنوعی: چرا باید به دنبال راه درست باشم، وقتی که عشق را انتخاب کردهام؟ چرا باید به سمت قبله برگردم، وقتی که به پرستش بت مشغول شدهام؟
میان مردم از آنرو بلند شد نامم
که زیر پای سگانت چو خاک پست شدم
هوش مصنوعی: من از آن رو در میان مردم شناخته شدم که به خاطر خدمت و وفاداری، خود را به خاطر شما و مقام شما کوچک کردم و مانند خاک زیر پای سگها به ذلت دچار شدم.
سرم به حلقه روحانیان فرو ناید
کمند زلف تو دیدم که پای بست شدم
هوش مصنوعی: سرم به حلقه روحانیان نمیرسد و نتوانستم خود را از تسلط زلف تو خلاص کنم، زیرا دیدن آن زلف باعث شد تا در دام عشق تو گرفتار شوم.
شکسته بسته بود گفتگوی من، شاهی
چنین که بسته آن زلف پر شکست شدم
هوش مصنوعی: گفتگوی من به هم ریخته و از هم گسسته بود، مانند اینکه شاهی که موهایش در هم و پر از شکستگی است، من هم به همین حالت در آمدهام.