برگردان به زبان ساده
اگر چه خاک درت ز آب دیده گل کردم
خوشم که سینه به داغ تو متصل کردم
هوش مصنوعی: هرچند برای تو اشکی ریختهام و خاک وجودم را با آن آبیاری کردهام، اما خوشحالم که دل و وجودم را به عشق و درد تو پیوند زدهام.
زمانه روزی من کرد گریه های فراق
ز بسکه خنده بر افتادگان دل کردم
هوش مصنوعی: زمانه به من روزی گریه و اندوه فراق را هدیه داد، زیرا به اندازهای بر کسانی که در سختی هستند، خندیدم و دل خوش کردم که این شادیها به غم تبدیل شد.
دلم که لاف صبوری زدی باول کار
به پیش روی تواش بارها خجل کردم
هوش مصنوعی: دل من که در برابر سختیها ادعای صبوری کرده بود، بارها به خاطر تو و کارهایت شرمنده شده است.
بشکر آنکه گه کشتنم نمودی روی
سگان کوی ترا خون خود بحل کردم
هوش مصنوعی: سپاسگزارم که در لحظاتی که مرا آسیب رساندند، چهرهی سگهای مسیر تو را نشان دادی و من خون خود را برای تو قربانی کردم.
سرای دیده شاهی نه جای هر صنمی است
کش از خیال تو بتخانه چگل کردم
هوش مصنوعی: در نگاه و دیدگان من، جایی برای هر نوع معبودی وجود ندارد، زیرا من از خیال تو معبدی با تصویر زیبایت ساختهام.