برگردان به زبان ساده
تبه گردد سراسر مغز بادام
گرش از پوست بخراشی گه خام
هوش مصنوعی: اگر پوست بادام را خراش بدهی، تمام مغز آن خراب میشود و نابود میگردد.
ولی چون پخته شد، بی پوست نیکوست
اگر مغزش بر آری، برکنی پوست
هوش مصنوعی: وقتی چیزی کاملاً آماده شود، بدون لایهی خارجیاش هم خوب است. اگر مغز آن را جدا کنی، میتوانی پوستش را کنار بزاری.
شریعت پوست، مغز آمد حقیقت
میان این و آن باشد طریقت
هوش مصنوعی: شریعت به مانند پوست است که ظاهری بیرونی دارد، و حقیقت مانند مغز است که درون را در بر میگیرد. میان این دو، طریقت مانند راهی است که انسان را به فهم عمیقتری از معنای زندگی میرساند.
خلل در راه سالک نقصِ مغز است
چو مغزش پخته شد، بیپوست نغز است
هوش مصنوعی: وقتی که سالک در مسیر خود دچار مشکل و ضعفی میشود، این نشاندهنده ضعف در درک و فهم اوست. اما زمانی که درک و فهم او به بلوغ برسد، به جای نواقص، نتایج خوب و دلچسبی به دست خواهد آورد.
چو عارف با یقینِ خویش پیوست
رسیده گشت مغز و پوست بشکست
هوش مصنوعی: وقتی عارف به یقین و شناخت درونی خود رسید، به درک عمیق و جامع دست یافت و همه چیزهای ظاهری و سطحی را کنار گذاشت.
وجودش اندر این عالم نپاید
برون رفت و دگر هرگز نیاید
هوش مصنوعی: وجود او در این جهان پایدار نیست؛ او خارج میشود و دیگر هرگز بازنمیگردد.
وگر با پوست تابد تابش خور
در این نشأت کند یک دور دیگر
هوش مصنوعی: اگر با پوست انسان نور خورشید برخورد کند، در این زندگی یک بار دیگر آغاز میشود.
درختی گردد او از آب و از خاک
که شاخش بگذرد از هفتم افلاک
هوش مصنوعی: او همچون درختی میشود که از آب و خاک تغذیه میکند و شاخههایش به ارتفاعی میرسند که از تمامی آسمانها فراتر میروند.
همان دانه برون آید دگر بار
یکی صد گشته از تقدیرِ جبّار
هوش مصنوعی: همان تخم کهنه بار دیگر به دنیای بیرون میآید، در حالی که تقدیر خداوند آن را به صد شکل مختلف درآورده است.
چو سِیرِ حبّه بر خطِّ شجر شد
ز نقطه خطّ، ز خطّ دَوْری دگر شد
هوش مصنوعی: زمانی که دانهای در مسیر رشدش به درختی تبدیل میشود، از نقطهای شروع میکند و سپس به شکل دایرهای دیگر تغییر مییابد.
چو شد در دایره سالک مکمَّل
رسد هم نقطهٔ آخِر به اوّل
هوش مصنوعی: زمانی که سالک به کمال برسد، به نوعی به نقطهی آغازین خود باز میگردد.
دگر باره شود مانند پرگار
بر آن کاری که اوّل بود بر کار
هوش مصنوعی: یک بار دیگر، مانند پرگار، به همان کاری که در ابتدا انجام شد، بازخواهد گشت.
تناسخ نبود این کز روی معنی
ظهورات است در عین تجلی
هوش مصنوعی: زمانی که او تصمیم به قطع مسافت بگیرد، حق خواهد کرد که تاج خلافت بر سر او بگذارد.
وَ قَدْ سأَلوا وَ قالُوا مَا النّهایة؟
فَقیلَ هِیَ الرٌّجُوعُ اِلَی الْبِدایَة
هوش مصنوعی: آنها پرسیدند که پایان کار چیست؟ و پاسخ داده شد که پایان کار بازگشت به آغاز است.