برگردان به زبان ساده
ای صبا با دمِ من کن نفسی همراهی
به سوی شاه بر از من سخنی گر خواهی
هوش مصنوعی: ای نسیم، با نفس من همنوا شو و مرا به سوی شاه ببر. اگر خواستی، از من سخنی بگو.
قدوه و عمدهٔ شاهان جهان غازان را
از پریشانیِ این ملک بده آگاهی
هوش مصنوعی: ای چشم و چراغ پادشاهان دنیا، غازان! حال این سرزمین را از بلای بینظمی و آشفتگی به تو بشناسانم.
گو در این مصر که فرعون در او صد بیش است
نان عزیز است که شد یوسف گندم چاهی
هوش مصنوعی: در این سرزمین که فرعون در آن قدرت زیادی دارد، نان ارزشمند است چون یوسف در چاه به خاطر گندم در دسترس قرار گرفت.
گو بدان ای به وجود تو گرفته زینت
کرسی مملکت و مسند شاهنشاهی
هوش مصنوعی: ای کسی که وجود تو زینت بخش تخت و مسند پادشاهی است، بدان که...
شیر چون گربه در این ملک کند موش شکار
بهر نان گربه کند نزد سگان روباهی
هوش مصنوعی: شیر در این سرزمین مانند گربهای عمل میکند که موش را برای خوراک شکار میکند، و به خاطر غذا تا نزد سگان میرود و خود را در معرض خطر قرار میدهد.
سرورانی که به هر گُرسَنه نان میدادند
استخوانجوی شده همچو سگ درگاهی
هوش مصنوعی: حاکمان و اربابانی که همیشه به نیازمندان کمک میکردند، حالا به شدت دچار مشکلات و نیاز شدهاند و مانند سگی ولگرد در حال جستوجو برای غذا هستند.
امن ازین خاک چنان رفته که گر یابد باز
خوفِ آن ست که از آب بترسد ماهی
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که چیزی به قدری عمیق و جدی است که حتی اگر برگردد، همچنان از آن ترس و نگرانی خواهد داشت. به عبارتی، حتی با وجود بازگشت به شرایط قبلی، عواطف و احساسات از آن تجربه تلخ همچنان وجود دارد و ممکن است برخورد با آن احساسات، همانند ماهی که از آب میترسد، دشوار باشد.
فتنه از هر طرفی پیش نهد پای دراز
گر بگیرد پس ازین دست ستم کوتاهی
هوش مصنوعی: فتنه و مشکلات از هر سو ممکن است بر سر راه انسان قرار بگیرد، اما اگر در برابر آنها هوشیار باشیم و از ستم و ناامیدی دوری کنیم، میتوانیم از این چالشها عبور کنیم و نهتنها به مقصد برسیم بلکه بر دیگران نیز تسلط یابیم.
خانهها لانهٔ روباه شد از ویرانی
شهرها خانهٔ شطرنج {شد} از بیشاهی
هوش مصنوعی: ویرانی شهرها باعث شده که خانهها به لانههای روباه تبدیل شوند و در فقدان پادشاهی، خانههای شطرنج نیز دچار بینظمی و اختلال شدهاند.
حاکمان در دم از او قُبجُر و تَمغا خواهند
عنکبوت ار بنهد گارگهِ جولاهی
هوش مصنوعی: حاکمان در لحظهها از او نشانهای و علامتی میخواهند، همانطور که اگر عنکبوت بخواهد، میتواند در دنیای خود و جایی که زندگی میکند، شبکهای را بسازد.
خرمن سوخته شد ملک و بر ایشان به جُوی
اسب شطرنج کجا غم خورد از بیکاهی
هوش مصنوعی: خرمن و محصول سوخته و نابود شد، حالا دیگر چه سودی دارد که بر روی تخته شطرنج مثل یک اسب حرکات بیفایدهای انجام دهیم؟ غم و اندوه بر سر از دست دادن آنچه حاصل شده، دیگر به کجا میرسد؟
ترکمان خسری هر نفس از هر طرفی
بر ولایت بزند چون اجل ناگاهی
هوش مصنوعی: ترکمنان با هر نفس و از هر سمت به ولایت حمله میکنند، گویی که مرگ ناگهانی در انتظار است.
نیست در روم از اسلام به جز نام و شده است
قطب دین مضطرب و رکن شریعت واهی
هوش مصنوعی: در روم تنها چیزی که از اسلام باقی مانده، فقط نام آن است و دین به شدت در حال سردرگمی و بیثباتی است. اصول شریعت نیز دیگر از پایههای اصلی و معتبر برخوردار نیستند.
بیم آن است که ابدال، خضر را گویند
گر سوی روم روی مردن خود میخواهی
هوش مصنوعی: نگرانی این است که عوضها به خضر بگویند اگر به سوی روم میروی، به خاطر مرگ خودت میخواهی برگردی.
مملکت جمله پر از منکر و معروفی نه
که به خیر امر کند یا بُوَد از شر ناهی
هوش مصنوعی: کشور پر است از کارهای ناشایست و نیکو، اما کسی نیست که مردم را به خوبیها دعوت کند یا از بدیها بازدارد.
خلق بیم است که چون ذرّه پراگنده شوند
گر به ایشان نرسد سایهٔ ظلاللهی
هوش مصنوعی: مردم در ترس و نگرانی هستند که اگر به آنها سایه و حمایت خدا نرسد، همچون ذراتی پراکنده خواهند شد.
گر نیایی برود این رمقی نیز که هست
ور بیایی کندت بخت و ظفر همراهی
هوش مصنوعی: اگر نیایی، این انرژی و قدرتی که دارم نیز از بین خواهد رفت و اگر بیایی، بخت و شانس به کمکم خواهد آمد.
آفتابا به شرفخانهٔ خویش آی و بپاش
نور بر خلق کز استاره نیاید ماهی
هوش مصنوعی: ای خورشید، به منزلت بیا و نور خود را بر مردم بپاش، زیرا از ستاره نخواهد آمد که نوری چون ماه داشته باشد.
بعد فضل احدی مانع و دافع نبُوَد
اینچنین داهیه را غیر تو شاهی داهی
هوش مصنوعی: بعد از فضل بیکران تو، هیچ چیزی نمیتواند مانع و دافع باشد. هیچ کس جز تو قادر به مقابله با این بلای بزرگ نیست.