برگردان به زبان ساده
در باغ دهر چون گل گر سر به سر جمالی
در روز زندگانی گر جمله مه چو سالی
هوش مصنوعی: در باغ زندگی، اگر زیبایی و خوشبویی وجود دارد، در ایام حیات، باید از آن بهرهمند شد. زیبایی و جوانی فقط یک دوره کوتاه است و باید از آن لذت برد.
با لطف طبع اگرچه در قلب روح روحی
با حسن روی اگرچه بر روی حسن خالی
هوش مصنوعی: اگرچه با لطافت روحی در قلبم وجود دارد، اما زیبایی چهرهات هرگز خالی از آن زیبایی نیست.
این نکته نیست دعوی نزدیک اهل معنی
کز من چو دور ماندی ریحان بی سفالی
هوش مصنوعی: این نکته مورد بحث نیس که نزدیکان اهل حقیقت چه میگویند، زیرا من چون از تو دور ماندهام، همچون گلی هستم که در گلدانی نیست.
گرچه به شه نشانی، لشکرشکن چو سامی
ورچه به پهلوانی رستم هنر چو زالی
هوش مصنوعی: اگرچه به پادشاه نشانی میدهی و نیروهایت مانند سام به میدان میآیند، اما اگر به دلاوری رستم قیاس شوی، هنر تو به اندازه زال نخواهد بود.
بی جان حسن معنی صورت به کار ناید
گر تو جمال یوسف یا یوسف جمالی
هوش مصنوعی: اگر زیبایی حسن در وجود نداشته باشد، زیبایی ظاهری (صورت) هیچ ارزش و کاربردی نخواهد داشت، حتی اگر تو زیباترین یوسف هم باشی.
تا بدر تام گردی از آفتاب دانش
هر روز {نور} می گیر اکنون که چون هلالی
هوش مصنوعی: تا زمانی که کامل و درخشان مانند ماه هستی، از آفتاب علم هر روز بهرهمند میشوی؛ اما اکنون که مانند هلالی هستی.
روحست علم و در تن جان قالبست او را
کس را مباد نفسی از روح علم خالی
هوش مصنوعی: روح، علم است و بدن محلی برای جان. هیچکس نباید بیروح علم باشد.
چون خانهٔ نهادت زین دانه خالی آمد
کر جامه شعرپوشی چون کاه در جوالی
هوش مصنوعی: زمانی که خانه وجودت از نیتی خالی شده باشد، پوشش زبانیات مانند کاهی در کیسهای خواهد بود.
از علمهای قالی اصلاح حال می کن
تا رمزهای حالی دانی ز نقش قالی
هوش مصنوعی: با دانشهای به دست آمده از بافت و طراحی قالی، وضعیت خود را بهبود میبخشد تا رازهای معنوی و عرفانی را از نقشهای آن بیاموزد.
تا می زند طبیعت بر چنگ لهو ناخن
زاستاد همچو بربط محتاج گوشمالی
هوش مصنوعی: تا زمانی که طبیعت از طریق لذتها و خوشیها بر زندگی تأثیر میگذارد، مانند سازی که نیاز به تنظیم و تنقیح دارد، انسان نیز به نوعی نیازمند هدایت و اصلاح است.
تو ذرهٔ حقیری واز آفتاب عرفان
گر تو شرف پذیری خورشید بی زوالی
هوش مصنوعی: تو موجودی ناچیزی هستی، اما اگر به مقام شرافت و کمال دست یابی، میتوانی مانند خورشید جاودانه و بیزوال درخشش و نور داشته باشی.
می جوی تا نمانی بی حاصل از مکارم
می کوش تا نباشی بی بهره از معالی
هوش مصنوعی: به دنبال چیزی باش که تو را بینتیجه نگذارد و در تلاش باش که از چیزهای ارزشمند و عالی بهرهمند شوی.
با اهل جهل منشین کآن پایه یی است نازل
با اهل علم بنشین کین مجلسی است عالی
هوش مصنوعی: با نادانان نشین که مقام و مرتبهای پایین دارند، بلکه با دانایان همنشینی کن که آنجا جایی بلندتر و ارزندهتر است.
خوش گوی باش با خلق از هر دری که گویی
خارج منال چون نی از هر دمی که نالی
هوش مصنوعی: با مردم به خوبی و نیکی صحبت کن و در هر موضوعی که نظری داری، آزادانه بیان کن. ناله نکن و دلتنگی و ناامیدی را کنار بگذار، مانند نی که از هر نفسی صدای زنگ میزند.
محبوب مردم آمد عاقل بنرم گویی
شایستهٔ شکر شد طوطی بخوش مقالی
هوش مصنوعی: مردم محبوبی به عقل و نرمخویی وارد شده است، به گونهای که شایستهٔ سپاسگزاری شده و طوطی، سخنان خوشی دارد.
فارغ مباش یکدم از بندگی ایزد
اکنون که چون من آزاد از بند جاه و مالی
هوش مصنوعی: هرگز از بندگی خدا غافل نشو، حالا که من نیز از قید و بند ثروت و مقام آزاد شدم.
فردا که دل ز غصه دنیا خراب گردد
اندوه دین نیارد گشتن در آن حوالی
هوش مصنوعی: فردا زمانی که دل بر اثر مشکلات دنیا شکسته شود، دیگر غم دین به فکر انسان نخواهد آمد و در آن اطراف نخواهد چرخید.
مال و عیال اینجا بی شک وبال مردند
شاذ آنک بگذراند عمری ببی وبالی
هوش مصنوعی: مال و دارایی و خانواده در این دنیا به طور قطع بار سنگینی بر دوش انسان هستند، مگر اینکه فردی بتواند عمری را با آرامش و بدون این بارِ اضافی سپری کند.
از بهر مال قارون چون گنج در زمین شد
بر چرخ چارم آمد عیسی ز بی عیالی
هوش مصنوعی: به خاطر ثروت قارون، مانند گنجی در دل زمین، بر آسمان چهارم، عیسی آمد بدون هیچ وابستگی.
هر باطلی که کردی از بهر آن بمحشر
می دان یقین که از حق در معرض سؤالی
هوش مصنوعی: هر گناه یا اشتباهی که انجام دادی، باید بدانی که در روز قیامت در برابر آن مورد سؤال قرار خواهی گرفت و این موضوع کاملاً روشن است که در آنجا نمیتوانی از حقیقت پنهان شوی.
از بحر خاطر خود چندین در نصیحت
بر تو نثار کردم از نظم این لآلی
هوش مصنوعی: به خاطر دل خودم، به اندازهای که توانستم، از زیباییهای این شعر برای تو نصیحت و پند آوردهام.