برگردان به زبان ساده
ای تنآرامی که خون جان به گردن میبری
راحت جان ترک کرده زحمت تن میبری
هوش مصنوعی: ای آرامشدهنده بدن، تو جانم را بر دوش میکشی و در عوض، جانم را به راحتی رها میکنی و از زحمت جسم آزاد میشوی.
تنپرستی ترک کن چون عشق کردی اختیار
رو به کار دوست داری بار دشمن میبری
هوش مصنوعی: اگر عاشق کسی هستی، تنبلی را رها کن و به کارهای دوستت برس. در غیر این صورت، باری از دشواریها را بر دوش خواهی کشید.
با یزید انبازی اندر خون شاهی چون حسین
چون تو در حرب از برای شمر جوشن میبری
هوش مصنوعی: در این بیت به تضاد بین یزید و حسین اشاره شده است. به نوعی بیان میکند که یزید در کنار کسانی قرار گرفته که در خون شاهان دست دارند، در حالی که حسین در میدان جنگ با شمر و دیگران، به خاطر اصول خود میجنگید. به تصویر کشیدن این تضاد، نشاندهنده نیکی و پاکی حسین و پلیدی یزید است.
رنج بردن در طریق عاشقی بیهوده نیست
در نکویان بدگمانی گر چنین ظن میبری
هوش مصنوعی: تحمل رنج در مسیر عشق بیفایده نیست، اگر در مورد خوبان بدگمانی داشته باشی و چنین فکر کنی.
گر ز عشقت محنت آید صبر کن کز وصل دوست
راحتی بینی اگر رنجی درین فن میبری
هوش مصنوعی: اگر از عشق تو دچار زحمت و سختی شوم، صبر کن؛ چون به خاطر ارتباط با دوست، آرامش و راحتی خواهی دید. اگر در این راه رنجی متحمل میشوی، طبیعی است.
هم عصایی هم صفورایی به دست آرد کلیم
ور به چوپانی ز مصرش سوی مدین میبری
هوش مصنوعی: کلیم، هم عصای خود را به دست میگیرد هم صفورا را، و اگر به چوپانی که از مصر به مدین میرود، برسانید.
گر چو خسرو چند روز از دست دادی ملک پارس
همچو شیرین شکرستانی ز اَرمن میبری
هوش مصنوعی: اگر مانند خسرو مدت زیادی را در اختیار نداشتهباشی تا سلطنت پارس را تجربه کنی، مانند شیرین که از سرزمینی خوشمزه میگذرد، از اَرمن عبور خواهی کرد.
نیستی شاکر که خشنودی شیرین حاصلست
رنج اگر در سنگ چون فرهاد کُهکن میبری
هوش مصنوعی: اگر شکرگزار نباشی، حتماً شیرینی رضایت را نخواهی چشید. حتی اگر برای رسیدن به خواستههایت مثل فرهاد، سختی و رنج بکشی، باید درک کنی که نتیجهاش ارزشمند است.
همچو رستم سهل گردد راه توران بر دلت
چون سوی ایران سپهداری چو بیژن میبری
هوش مصنوعی: مانند رستم، راه توران برای تو آسان میشود، زمانی که در دل تو، سپهداری به سوی ایران میرود، همچون بیژن.
به ز بیداری بود جای دگر سگ را و گر
بر در اصحاب کهفش بهر خفتن میبری
هوش مصنوعی: بهتر است که در حال بیداری و هوشیاری به دنبال مکانهای دیگر برای استراحت باشی، و اگر میخواهی مثل همراهان اهل غار خواب آلود باشی، باید به مکانهای خاصی بروی.
دوست چون گل جلوهٔ رخسار خود کرده است و تو
همچو بلبل روزگار خود به گفتن میبری
هوش مصنوعی: دوست مانند گلی زیبا چهرهاش را به نمایش گذاشته و تو مانند بلبلی هستی که در حال بیان احساسات و داستانهای زندگیاش است.
گر بقوّالان آن حضرت فرستی شعر خود
نزد آواز جلاجل بانگ هاون میبری
هوش مصنوعی: اگر شعر خود را به قوالان آن حضرت بفرستی، مانند آن است که در صدای هاون آواز سر میدهی.
شعر خود نزدیک او آگه نهای ای زندهدل
کز چراغ مرده پیش شمع روغن میبری
هوش مصنوعی: ای انسان زندهدل، به یاد داشته باش که وقتی به حقیقت نزدیک میشوی، نباید از منابع بیارزش استفاده کنی. مثل این است که از نور یک چراغ خاموش به جای شمعی که روشن است، بهره میگیری.
سیف فرغانی ازین کشت ار نچیدی خوشهای
شکر کن چون دانهای زاطراف خرمن میبری
هوش مصنوعی: اگر سیف فرغانی در این مزرعه موفق به برداشت خوشهای نشود، باید شکرگزار باشد چون مانند دانهای است که از اطراف خرمن برمیدارد.