برگردان به زبان ساده
ایا عشقت گرفته عالم جان
غمت ریش دلست ومرهم جان
هوش مصنوعی: ای عشق تو، جهانی را به تسخیر خود درآورده و غم تو، دل را پارهپاره کرده است، اما همواره مرهمی برای جانم نیز هست.
تو شیرین لب همی دانی که مارا
چه شور افگنده ای در عالم جان
هوش مصنوعی: تو میدانی که با لبهای شیرینت چه حال شورانگیزی در جان ما به وجود آوردهای.
دل عشاق بردی وترا نیست
غم ایشان چو ایشانرا غم جان
هوش مصنوعی: دل عاشقان را دزدیدهای، و حال اینکه غم آنها بر تو تاثیری ندارد، زیرا غم آنها مربوط به جانشان است.
غم اندر کوی عشقت همره دل
دل اندر کار مهرت همدم جان
هوش مصنوعی: در کوی عشق تو، غم وجود دارد و دل من درگیر محبت توست که همچون همدمی برای جانم به شمار میآید.
زگوهرها که لعلت می فشاند
نگین از عشق دارد خاتم جان
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که آنچه از زیبایی و ارزش در وجود تو پیدا میشود، مانند نگین زیبایی است که ناشی از عشق عمیق و روحانی است. در واقع، عشق تو باعث میشود که بهترین و زیباترین صفات در وجود انسان تجلی کند.
برای عشق تو فرزند دل زاد
زحوای تن و ازآدم جان
هوش مصنوعی: برای عشق تو، دل من به دنیا آمد؛ از دنیای مادی و وجود آدمی، جانم شکل گرفت.
زنفخ عشق تو هردم بزاید
چو عیسی صد مسیح از مریم جان
هوش مصنوعی: عشق تو هر لحظه مانند عیسی، مخلوقاتی جدید و زیبا به وجود میآورد، همچنانکه مریم از عیسی زایشی شگفتآور داشت.
چو نفس از درد عشق تو بمیرد
بباید داشت دل را ماتم جان
هوش مصنوعی: وقتی نفس به خاطر درد عشق تو میمیرد، باید دل را به حالتی سوگوار و ماتمزده درآورد.
بجز شوریده عشق تو نبود
درون پرده تن محرم جان
هوش مصنوعی: جز عشق تو، هیچ چیزی در عمق وجودم نیست که راز دار جانم باشد.
دلی کز عشق شد روشن نباشد
برو پوشیده سر ملهم جان
هوش مصنوعی: دل که به عشق روشن شده است، دیگر نمیتواند پنهان باشد و جان را تحت تاثیر قرار میدهد.
برای زایران کعبه دل
برآوردیم آب از زمزم جان
هوش مصنوعی: برای زائرانی که به خانه خدا میروند، دل را آرامش میدهیم و از چشمه زمزم، جان تازهای میگیریم.
بیابم ملک وصلت گر بگیرم
بسان سیف فرغانی کم جان
هوش مصنوعی: اگر سرزمین وصالت را بیابم، همانند سیف فرغانی جانم را میگیرم.