برگردان به زبان ساده
ای از چو تو شیرین لبی صد شور در هر انجمن
آن را که آمد یاد تو چون من برفت از خویشتن
هوش مصنوعی: ای کسی که لبهای شیرینی داری و در هر جمعی و شلوغی، شور و شوقی به پا میکنی. هرکسی که به یاد تو بیفتد، مانند من از خود بیخود میشود.
گردن کشان حسن را در زر پای تست سر
ای پست پیش قامتت بالای سرو ونارون
هوش مصنوعی: دارندگان زیبایی و جذابیت، به خاطر تو در زینت و adornment قرار گرفتهاند. ای موجود پست، در برابر قامت بلند تو، حتی درختان سرو و نارون هم کوتاه به نظر میرسند.
چون نافه آهوی چین پر مشک گشتی سربسر
گر باد بوی زلف تو بردی سوی خاک ختن
هوش مصنوعی: چون مانند آهوی چین با رایحه خوش مشک شدهای، اگر باد بویی از زلف تو به سوی خاک ختن بیاورد، به تمام قدرت و زیبایی تو تکیه میکند.
اندر میان عاشقان صد کشته وخسته بود
چشم ترا در هر نظر زلف ترا در هر شکن
هوش مصنوعی: در میان عاشقان، تعداد زیادی کشته و دلباخته وجود دارد. در هر نگاهی، چشم تو جان میبرد و در هر پیچ زلف تو، دلها میشکند.
گر برفروزی روی خود ور بر فشانی موی خود
هم مشک پاشی بر هوا هم لاله پوشی بر سمن
هوش مصنوعی: اگر بر زیبایی چهرهات بیفزایی یا بر زیبایی موی خود بپروری، به راستی که بویی شگفت انگیز را در فضا پخش میکنی و گلهای زیبایی را در کنار سمنها شکوفا میسازی.
بر نیکوان سلطان تویی سلطان نیکویان تویی
خود خسرو خوبان تویی ای دلبر شیرین سخن
هوش مصنوعی: تو بهترین پادشاه برای نیکان هستی، و خودت هم به عنوان بهترین و زیباترین در میان خوبان شناخته میشوی، ای معشوق خوشزبان.
قند ونبات اندر دهان آب حیات اندر لبان
مه داری اندر برقع وگل داری اندر پیرهن
هوش مصنوعی: شیرینی و خوشمزگی مانند قند و نبات در دهان توست، و طعم زندگی و جوانی در لبهای تو نهفته است. زیبایی تو مانند برقع و گل در پیرهن تو جلوهگری میکند.
با روی همچون گلستان هر گل ازو صد بوستان
شاید که عار آید ترا از لاله و از یاسمن
هوش مصنوعی: با چهرهای زیبا و دلربا که مانند گلستان است، هر گل به او هزاران باغ را میبرد. ممکن است از زیبایی لاله و یاسمن خجالت بکشی.
نشد سیف فرغانی خموش اندر صفات حسن تو
بلبل کجا گوید سخن چون گل نباشد در چمن
هوش مصنوعی: سیف فرغانی در وصف زیباییهای تو ساکت نمیماند و بلبل هم نمیتواند در مورد تو صحبت کند، چون اگر گلی در چمن نباشد، چه چیزی برای گفتن خواهد داشت؟