برگردان به زبان ساده
بی تو بحال عجب همی گذرانم
روز و شبی درتعب همی گذرانم
هوش مصنوعی: بدون تو، روزها و شبها بر من سخت میگذرد و در این حالِ نامناسب به سر میبرم.
کار رسیده بجان چه بود که دیدی
جان رسیده بلب همی گذرانم
هوش مصنوعی: به جایی رسیدهام که دیگر نمیتوانم تحمل کنم؛ آنچه را که انجام دادم، حالا در مییابم و دلم پر است از اندوه و غم.
بی رخ چون آفتاب وروی چو ماهت
آه که روزی چو شب همی گذرانم
هوش مصنوعی: دلم برایت تنگ است، مانند آفتاب که بدون چهرهات سرد و بیروح شده. روی تو مثل ماه است که زیبایی خاصی دارد، اما من بیتو هر روز را همچون شب تاریک و غمگین میگذرانم.
گرچه ندانم رسم بوصل تو یا نی
عمر خود اندر طلب همی گذرانم
هوش مصنوعی: هرچند نمیدانم که آیا به وصالت میرسم یا نه، اما عمرم را در پی تو سپری میکنم.
مطرب عشقت چو چنگ در دل من زد
با غم تو درطرب همی گذرانم
هوش مصنوعی: عاشقانهات مانند نغمهایی دلنشین در وجودم طنینانداز شده و با غم بیتو زندگیام را به شکلی شاداب میگذرانم.
آب حیاتی تو من چو نان مساکین
بی تو چنین خشک لب همی گذرانم
هوش مصنوعی: بی تو، همچون مسکینی که نانش را ندارد، در تشنگی و خشکی به سر میبرم. تو برای من مانند آب حیات هستی، و بیتو زندگیام سخت و دشوار است.
توزسخن فارغی وسیف بسی گفت
بی تو بحالی عجب همی گذرانم
هوش مصنوعی: من از صحبت کردن با تو بینیازم و با شمشیر (سخن) خیلی چیزها را گفتهام. با وجود تو، حال عجیبی دارم و به نوعی زندگیام را سپری میکنم.