برگردان به زبان ساده
عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم
از خویشتن بدر شدم آن بارگاه دیدم
هوش مصنوعی: عشق من باعث شد که به سوی معشوق بروم و راهی پیدا کنم. از آنچه که بودم جدا شدم و آن مکان مقدس را مشاهده کردم.
علمی و عالمی را کآوازه می شنودم
ناخوانده درس گفتم و نارفته راه دیدم
هوش مصنوعی: من نام و آوازه علمی و عالمی را شنیدم و بدون اینکه درسی را به صورت رسمی بخوانم، شروع به گفتگو در مورد آن کردم و راهی را که هنوز نرفته بودم، مشاهده کردم.
دنیا بدید طبع چو خر در رمید و گفتا
اینجا کنم درنگ که آب و گیاه دیدم
هوش مصنوعی: دنیا را دید و مثل خر از ترس فرار کرد و گفت: اینجا توقف میکنم چون آب و گیاه دیدم.
عالم بساط بازی شطرنج امتحانست
من رخ بدین طرف نکنم زآنکه شاه دیدم
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک صفحه شطرنج است که امتحانات و چالشهای زندگی در آن برگزار میشود. من چهرهام را به سمت دیگر نخواهم کرد چون شاه را دیدهام.
چون روی جانم از طرف خود بکشت او را
زآن پس بهر طرف که بکردم نگاه دیدم
هوش مصنوعی: زمانی که جانم به خاطر او به شدت مجروح شد، از آن پس هر طرف که نگاه کردم، او را در آنجا دیدم.
امروز بر سریر سعادت رسید پایم
کز تاج وصل او سر خود (را) کلاه دیدم
هوش مصنوعی: امروز به جایگاه خوشبختی دست یافتم و احساس کردم که با وجود ارتباط نزدیکم با او، سر خود را مانند تاجی بر سرم میبینم.
ای خورده نان خشک امل روزه گیر و بنشین
من عید می کنم پس ازین زآنکه ماه دیدم
هوش مصنوعی: ای نان خشک خورده، به انتظار روزهات بنشین، من تا مدتی جشن میگیرم چون ماه را دیدم.
دیدم گناه غفلت خود را عذاب دوری
اکنون بهشتیم که جزای گناه دیدم
هوش مصنوعی: دیدم که غفلت من باعث عذاب دوری شده است و اکنون میفهمم که این وضع، نتیجه گناهان من است.
در بوته مجاهده گشتم چو سیم صافی
اکنون زغش خویش برستم که کاه دیدم
هوش مصنوعی: در مسیر تلاش و کوشش، مانند سیمی صاف و صیقل یافته شدم. اکنون از خودم جدا شدهام و به حقیقت رسیدهام، زیرا کاه (بیاهمیتی) را دیدهام.
خوش خوش دلم بر انفس و آفاق مطلع شد
اکنون رسم بخدمت شه چون سپاه دیدم
هوش مصنوعی: دل من از دیدن زیباییهای درونی و خارجی سرشار از خوشحالی است. حالا که سپاه را دیدم، تصمیم دارم به خدمت شاه درآیم.
چون یوسفم عزیز و مکرم بمصر وصلش
اکنون بتخت ملک رسیدم که چاه دیدم
هوش مصنوعی: مثل یوسف که در مصر عزیز و محترم شد، اکنون من نیز به مقام و جایگاهی رسیدهام، در حالی که گذشتهام را در چاه فراموش نکردهام.
آن جام وصل وآن رخ زیبا که بود امیدم
بی امتناع خوردم و بی اشتباه دیدم
هوش مصنوعی: من آن جام پیوند و آن چهره زیبایی را که همیشه آرزویش را داشتم، بدون هیچ مانعی نوشیدم و بدون هیچ خطایی مشاهده کردم.
دولت بصدر صفه الاالهم رسانید
از بس که آستان و در لا اله دیدم
هوش مصنوعی: خوشبختی و نعمتهایی که نصیبم شد، به خاطر اینکه به درگاه خداوند، که تنها معبود است، روی آوردهام و از بس که در آستان او توسل جستم، این حالتی برایم پیش آمده است.