برگردان به زبان ساده
چو روی تو گل رنگین ندیدم
ترا چون گل وفا آیین ندیدم
هوش مصنوعی: هرگز مانند چهرهی رنگین تو را ندیدهام و همچنان دوستی و وفا را مانند تو تجربه نکردهام.
من اندر مرکز رخسار خوبان
چو خالت نقطه مشکین ندیدم
هوش مصنوعی: من در میان چهره زیباها، مانند خال سیاه که بر صورت زیبایی میدرخشد، چیزی نمیبینم که به این زیبایی برسد.
ندیدم چون تو کس یا کس چو تو نیست
ز مشغولی بمه پروین ندیدم
هوش مصنوعی: دیدم هیچکس را مانند تو و هیچکس را شبیه تو نیست. از مشغلههای خود در آسمان ستارههای پروین نیز چیزی ندیدم.
چو تو ای بت رخت را سجده کرده
بت سنگین دل سیمین ندیدم
هوش مصنوعی: ای معشوقه زیبا، من هیچگاه دل سنگین و سردی مانند دل تو را ندیدهام که اینچنین شایستهی سجده باشد.
برآرم نعره عشقت چو فرهاد
که چون تو خسرو شیرین ندیدم
هوش مصنوعی: صدای عشق تو را مانند فرهاد بلند میکنم، زیرا هیچکس را مانند تو شیرین و محبوب نمییابم.
چو تو در روم نبود دلستانی
نه اندر چین ولی من چین ندیدم
هوش مصنوعی: وقتی تو در روم نیستی، در چین هم کسی را که دوست داشته باشم نمیبینم. اما من هرگز چین را هم ندیدم.
بسوی سیف فرغانی نظر کن
که چون او عاشق مسکین ندیدم
هوش مصنوعی: به فرغانی نگاه کن، او را میبینی که چقدر عاشق و بینواست و هیچکس مانند او را ندیدهام.