برگردان به زبان ساده
نه هرچه عشق توبود از درون برون کردم
من ضعیف چنین کار صعب چون کردم
هوش مصنوعی: عشق تو تنها دلیل من برای این کار نبود. من خیلی ضعیفتر از آن هستم که چنین کار دشواری را انجام دهم.
بقوت تو چنین کار من توانم کرد
که سینه پر زغم ودیده پر زخون کردم
هوش مصنوعی: با قدرت تو، من قادر هستم کارهایی انجام دهم که دل پر از درد و چشمانم پر از خون شده است.
چو نفس ناقص من کرد درفزونی کم
من زیاده طلب درکمی فزون کردم
هوش مصنوعی: وقتی نفس ناتوان من به خواستههای بیشتر دست مییازد، من هم در جستجوی کاستن از این خواستهها، به دنبال کم کردن آنها میروم.
نظر عصا کش من شد سوی تو واین غم را
بچشم سوی دل کور رهنمون کردم
هوش مصنوعی: نگاه دوست مرا به سمت تو کشاند و این اندوه را به چشمی که نمیبیند راهنمایی کردم.
غم تو گفت بشادی برون نه از دل پای
کنون که دست تصرف در اندرون کردم
هوش مصنوعی: غم تو باعث شد که به شادی بپردازم، اما نه از دل خودم، بلکه اکنون که دستی به درونم بردم، احساس میکنم که میتوانم بر خود تسلط یابم.
چوتو عنان عنایت بدست من دادی
لگام بر سر این توسن حرون کردم
هوش مصنوعی: وقتی که تو قدرت و لطف خود را به من سپردی، من کنترل این اسب سرکش را به دست گرفتم.
مکن تعجب واین کار را مدان دشوار
چو دوست کرد مدد دشمنی زبون کردم
هوش مصنوعی: تعجب نکن و این کار را سخت ندان، چون وقتی دوست کمک کند، حتی کار دشوار هم آسان میشود.
کنون بدون غمت سر فرو نمی آرم
که بی غم تو بسی کارهای دون کردم
هوش مصنوعی: اکنون دیگر بدون فکر و غم تو سرم را پایین نمیآورم، زیرا به خاطر تو کارهای بیارزشی را انجام دادهام.
بگرد بام ودر تو که مرکز قطب است
چوآسمان حرکت چون زمین سکون کردم
هوش مصنوعی: به هر سو نگاه کن که تو محور اصلی هستی. مثل آسمان که همواره در حال گردش است، من مانند زمین بیحرکت ماندهام.
برآستان تو چون پای من قرار گرفت
بزیر سقف فلک دست خود ستون کردم
هوش مصنوعی: وقتی که پای من به درگاه تو رسید، زیر سایه آسمان دست خود را به عنوان تکیهگاه قرار دادم.
مقیم کوی تو گشتم ولیک همچو ملک
زجیب روزن افلاک سر برون کردم
هوش مصنوعی: من در کوی تو اقامت گزیدم، اما مانند پادشاهی که از روزن آسمان سر برآورده، به دنبال تو هستم.
بپای سیر که برآتشش نهم از شوق
چه خاک بر سر این چرخ آبگون کردم
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوقی که دارم، با این حال از شدت احساساتم، خودم را در آتش شوق میاندازم و بر سر این دنیا خاک میریزم.
زعاشقان تو امروز سیف فرغانیست
زپرده خارج وصدبارش آزمون کردم
هوش مصنوعی: امروز عشق تو مانند شمشیری تیز و بران است، از پرده بیرون آمده و من بارها او را آزمودهام.