برگردان به زبان ساده
آنی که کس بخوبی تو من ندیده ام
خورشید را چو روی تو روشن ندیده ام
هوش مصنوعی: من هیچ کس را به خوبی تو ندیدهام و هیچگاه ندرخشی مانند روی تو را مانند خورشید مشاهده نکردهام.
یا خود چو روی خوب تو رو نیست در جهان
یا هست و زاشتغال بتو من ندیده ام
هوش مصنوعی: یا اینکه خودت به زیباییات ناناز به خودت نمیکنی، یا اگر هم زیباییات وجود دارد، من از شدت عشق به تو نتوانستهام آن را ببینم.
رنگی ز حسن در گل رویت نهاده اند
کندر شکوفهای ملون ندیده ام
هوش مصنوعی: رنگی از زیبایی در چهرهات به وجود آوردهاند و در هیچ شکوفهای، چنین رنگهای زیبایی را ندیدهام.
روی تو گلستان و دهان غنچه یی کزو
الا بوقت خنده شکفتن ندیده ام
هوش مصنوعی: ظاهر تو مانند گلستان است و لبهایت مانند غنچهای است که فقط در زمان خنده شکفته میشود و من هرگز شکوفهاش را ندیدهام.
روی ترا بزینت وزیب احتیاج نیست
من احتیاج شمع بروغن ندیده ام
هوش مصنوعی: زیبایی تو نیازی به زینت و آرایش ندارد، من هرگز به نور شمعی که در کنار روغن باشد، نیاز نداشتهام.
گویی بتن که آب روان زو خجل شود
جان مجسمی که چنین تن ندیده ام
هوش مصنوعی: انگار که آب روان از این بدن خجالت میکشد، چون من هرگز چنین جانی را در این شکل ندیدهام.
از کشتنم بتیغ تو ای دوست حاصلست
ذوقی که در هزیمت دشمن ندیده ام
هوش مصنوعی: من از کشتن با تیغ تو ای دوست، لذتی به دست میآورم که در شکست دادن دشمن هرگز تجربه نکردهام.
خود را بکام خویش شبی از سر رضا
با چون تو دوست دست بگردن ندیده ام
هوش مصنوعی: در دل شب، به خاطر رضایت و با آغوشی گشاده، خود را به دامان کسی سپردهام که هیچ وقت دوستش را با چنین حالتی ندیدهام.
زآن سان که سیف بر کوی تو خوار ماند
خاشاک راه بر در گلخن ندیده ام
هوش مصنوعی: به گونهای که شمشیر در کوی تو بیارزش شده، هیچگاه خاشاک را مقابل در گلخن، اینگونه تحقیر شده ندیدهام.