برگردان به زبان ساده
یار بر من در فشاند از لؤلوی مکنون خویش
طالعم مسعود کرد از طلعت میمون خویش
هوش مصنوعی: دوست من به من از زیباییهای پنهان خود هدیه میدهد و این باعث میشود که سرنوشت من از خوششانسی و خوشچهرگی او بهرهمند شود.
زآن نگار خوش نمک دیگ دل ما جوش کرد
کآتشی در ما فگند از روی آذرگون خویش
هوش مصنوعی: از زیبایی و جذابیت آن معشوق، دل ما به شدت التهاب پیدا کرد و آتش شوق و عشق در دل ما روشن شد، ناشی از زیبایی خیرهکنندهاش.
گفت رو از خط ما تعویذ جان کن زآنکه نیست
مارگیر زلف ما در عصمت افسون خویش
هوش مصنوعی: برو و از قلم و نوشتههای ما فاصله بگیر، زیرا جانت را از این مسیر دور کن. چون هیچ کس نمیتواند زلفهای ما را به روش خود کنترل کند و افسون زیبایی ما در خلوص خود محفوظ است.
ای لفیف جان تو معتل آفتهای طبع
عشق ما هر ناقصی را کی کند مقرون خویش
هوش مصنوعی: ای جان عزیزم، در عشق ما، هر نقص و کمبودی باعث میشود که بقیه نیز تحت تاثیر قرار گیرند و نتوانند به کمال خود دست یابند.
هرکه او در دام ما افتاد و دادش دانه عشق
همچو مرغ کشته گردد هر دم اندر خون خویش
هوش مصنوعی: هر کسی که به دام عشق ما گرفتار شود و دلش به عشق ما وابسته گردد، مانند پرندهای است که در حالتی مرده به سر میبرد و هر لحظه در خون خود غوطهور است.
گر خوهی کز زند عشق اندر تو افتد آتشی
نار شهوت را بکش در طبع چون کانون خویش
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که عشق در درونت آتش بزند، شهوت را مانند شعلهای خاموش کن تا بتوانی به ذات خود نزدیکتر شوی.
ای بصابون ستایش خویشتن را کرده پاک
این همه ناپاکی تو هست از صابون خویش
هوش مصنوعی: ای کسانی که به تمجید و ستایش خود میپردازید، بدانید که با همه پاکیزگیهایی که برای خود مطرح میکنید، خودتان به همان اندازه ناپاکی دارید و این ناپاکیها ناشی از همان خود ستایشگریتان است.
هرچه در ضمن کتب لفظیست دانی معنیش
آخر ای عالم چرایی جاهل از مضمون خویش
هوش مصنوعی: هر آنچه که در کتابها نوشته شده است، معنای آن را میدانی. اما ای عالم، چرا به جاهلی که در درک مفهوم خود ناتوان است، توجه میکنی؟
حکم افلاطون رایت گر همه حکمت بود
چون ارسطو کن خلاف رای افلاطون خویش
هوش مصنوعی: اگر چه نظر افلاطون برتری دارد و میتوان آن را فرمان کلی حکمت دانست، ولی همانطور که ارسطو نظر متفاوتی دارد، تو هم باید بر اساس دیدگاه خودت عمل کنی.
زآن نداری روشنایی کآهن سرد دلت
چون درون آینه است ای صیقل بیرون خویش
هوش مصنوعی: اگر در درون خود روشنایی و روشنی نداشته باشی، آهن سرد دل تو مانند درون آینه خواهد بود. ای صیقلدهنده، به بیرون خودت توجه کن.
از متاع دیگران بازار خویش آراستی
زین چنین سودا چه باشد سودت ای مغبون خویش
هوش مصنوعی: تو با بهرهبرداری از چیزهای دیگران، بازار خود را آراستهای. اینگونه کسب و کار چه منفعتی برای تو خواهد داشت ای کسی که خود را فریب دادهای؟
اهل دل در کار خرج از معدن جان می کنند
صرف کن سیم و زر از گنجینه قارون خویش
هوش مصنوعی: افراد عاقل و با دل، در صرف هزینهها از عمق وجود خود استفاده میکنند. بنابراین، میتوانند از ثروت و منابع درونی خود به خوبی بهرهبرداری کنند.
ای بتزویر و حیل چون سامری گوساله ساز
گاو بازی زین نمط کم گیر بر گردون خویش
هوش مصنوعی: ای فریبکار و حقهباز، مانند سامری که گوسالهای را به نمایش میگذارد، از این رفتارهای فریبنده و بازیهای ظاهری دوری کن و بر گردون زندگیات بیندیش.
از اشاراتی که کردم من ترا دادم شفا
گرچه رنجورم علاجت کردم از قانون خویش
هوش مصنوعی: از نشانههایی که به تو دادم، تو را درمان کردم، هرچند خودم در درد و رنج هستم. از روش خودم به تو کمک کردم.
چون ترازو راست شو تا سیف فرغانی ترا
سیم و زر موزون دهد از طبع ناموزون خویش
هوش مصنوعی: وقتی که ترازوی وجودت به درستی تنظیم شود، آنگاه سیف فرغانی طلا و نقره را بهطور موازی و متوازن به تو خواهد داد، در حالی که طبیعت نابسامان خودت را نادیده میگذارد.