برگردان به زبان ساده
ای ز عشقت مهر و مه سرگشته در گردون خویش
وی ببویت روز و شب آواره در هامون خویش
هوش مصنوعی: ای که به خاطر عشق تو، خورشید و ماه در آسمان دچار سردرگمیاند و من به خاطر تو در روز و شب در بیابان عشق خود سرگردانم.
در هوای عشق تو چون ذره زآن گردان شدم
کآفتاب حسن تو می تابد از گردون خویش
هوش مصنوعی: در فضای عشق تو، مانند ذرهای در اطراف آفتاب زیباییات، به گرد تو میچرخم و به دنبال نور و درخشش تو هستم.
در پس جلباب شب هر صبح روشن رو کنی
آفتاب تیره ار از ماه روزافزون خویش
هوش مصنوعی: در زیر پوشش شب، هر روز صبح که به روز روشن میرسد، اگر آفتاب کهنه را از ماهی که به سوی نور میآید، دور کنی.
از گریبان افق پیداست کز عشقت مدام
آسمان دامن کشان می گردد اندر خون خویش
هوش مصنوعی: در افق، نشانههایی دیده میشود که عشق تو باعث شده آسمان همواره با حالی غمگین و در حال سوختن باشد.
یار صاحب حسن و ما در دست او چون آینه
چون ببیند آینه شاهد بود مفتون خویش
هوش مصنوعی: یار که دارای زیبایی و جذابیت است، ما هم مانند آینه در دست او قرار داریم. زمانی که او به آینه نگاه میکند، در واقع خود را میبیند و به خاطر جذابیتش، مجذوب خود میشود.
تند باشد شاهدی کآگه بود از حسن خود
صعب باشد عشق چون لیلی شود مجنون خویش
هوش مصنوعی: اگر معشوق از زیبایی خود آگاه باشد، عشق به او دشوار خواهد بود، زیرا مانند لیلی که مجنون خود را میشناسد، این آگاهی میتواند عشق را پیچیده کند.
عاشقان را در درون شمع است و شاهد رو ولیک
چون توان کردن صفت از شاهد بیچون خویش
هوش مصنوعی: عاشقان در دل خود مانند شمعی درخشان دارند و معشوق خود را میبینند، اما چگونه میتوانند ویژگیهای او را توصیف کنند در حالیکه خود او بینظیر و بیگفتنی است؟
کفر باشد مرد را بیرون شدن از اندرون
گر هزاران شمع و شاهد بیند از بیرون خویش
هوش مصنوعی: اگر مردی از درون خود خارج شود و به دنیای بیرون نگاه کند، حتی اگر هزاران شمع و معشوق را ببیند، این خروج از درون برای او کفر محسوب میشود.
نور گیرد دم بدم هر ذره از خورشید خود
فیض یابد بی گمان هر قطره از جیحون خویش
هوش مصنوعی: هر لحظه ذرهای از خورشید نور میگیرد و بدون شک هر قطرهای از جیحون هم به طور خاص از ویژگیهای خود بهرهمند میشود.
روی او کآفاق روشن زوست، هرشب می کند
چشم را خیره ز پرتوهای گوناگون خویش
هوش مصنوعی: چهره او که دنیا را روشن میکند، هر شب چشمها را با نورهای مختلفش خیره میسازد.
چون غلام عشق گشتی و شد آزاد از دو کون
پس مبارک بنده یی در خدمت میمون خویش
هوش مصنوعی: زمانی که به عشق پیوستی و از دو جهان آزاد شدی، پس البته خوشا به حال بندهای که در خدمت میمونی که دوستش دارد، باشد.
عاشق رویش اگر موزون نباشد گو مباش
زآنکه ناموزون او بودن به از موزون خویش
هوش مصنوعی: اگر عشق به زیبایی او هماهنگ نباشد، بیمعناست؛ زیرا نبودن هماهنگی او بهتر از داشتن هماهنگی خود انسان است.
مر ترا فرعون او بودن به از موسی خود
مر ترا هامان او بودن به از هارون خویش
هوش مصنوعی: تو از فرعون و دشمنیهایش برتری داری، بهتر است که چون موسی باشی. همچنین بهتر است که به جای هارون، به مقام هامان نزدیک شوی.