برگردان به زبان ساده
دوشم اسباب عیش نیکو بود
خلوتم با نگار دلجو بود
هوش مصنوعی: شب گذشته وسایل خوشی و لذت برایم فراهم بود و خلوت من با معشوقی caring و دلسوز گذشت.
اندران خلوت بهشت آیین
غیر من هرچه بود نیکو بود
هوش مصنوعی: در آن گوشهی آرامش بهشت، هر چیزی که غیر از من وجود داشت، زیبا و نیکو بود.
با دلارام من مرا تا روز
سینه بر سینه روی بر رو بود
هوش مصنوعی: با محبوب دلرباى خود تا روز محشر، من و او چهره به چهره خواهیم بود.
سخنش چاشنی شکر داشت
دهنش پسته سخن گو بود
هوش مصنوعی: سخنان او شیرینی خاصی داشت و صحبتهایش مانند دانههای پسته خوشمزه بود.
نکنی باور ار ترا گویم
که چه سیمین بر و سمن بو بود
هوش مصنوعی: اگر به تو بگویم که چقدر چهرهات زیبا و شبیه به گل یاس است، ممکن است باور نکنی.
بود در دست شاه چون چوگان
آنکه در پای اسب چون گو بود
هوش مصنوعی: در دست شاه، چیزی شبیه به توپ چوگان وجود داشت، و در زیر پای اسب، مانند چوبی بود که بیحرکت افتاده است.
آسیای مراد را همه شب
سنگ بر چرخ و آب در جو بود
هوش مصنوعی: تمام شب سنگ بر چرخ آسیا میافتاد و آب در داخل آن میریخت تا آرزوها و خواستهها به حقیقت بپیوندند.
من بنور جمال او خود را
چون نکو بنگریستم او بود
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جمال او (خدا) نگریستم و خود را در آن جمال زیبا دیدم. او همان است که به من کمک کرده تا خودم را بشناسم.
زنگی شب چراغ ماه بدست
پاسبان وار بر سر کو بود
هوش مصنوعی: در دل شب، نگهبانِ ماه با چراغی در دست بر فراز کوه ایستاده است.
دوری از دوست، سیف فرغانی
گر زتو تا تو یک سر مو بود
هوش مصنوعی: دوری از دوست، حتی اگر مقدار محبت کم باشد، سخت و دردناک است.