برگردان به زبان ساده
کسی که او بغم عشق مبتلا آمد
زدوست روی نپیچد اگر بلا آمد
هوش مصنوعی: کسی که به خاطر عشق دچار اندوه و درد شده، هرگز از دوستش روی برنگرداند حتی اگر مشکلات و سختیها برایش به وجود بیاید.
بنور عشق توان دید دم بدم رخ دوست
که حق پدید شد آنجا که مصطفا آمد
هوش مصنوعی: با نور عشق میتوان همیشه چهره محبوب را دید، زیرا حقیقت در جایی نمایان میشود که پیامبر بزرگ، مصطفی (ص) ظهور کرد.
ایا توانگر حسن از کرم دری بگشا
که نزد چون تو سخی همچو من گدا آمد
هوش مصنوعی: آیا میتوانی از سخاوت و بزرگواریات دری به روی من بگشایی؟ زیرا با وجود اینکه من گدا هستم، در حضور کسی مثل تو که بسیار بخشنده است، خود را قبول نمیکنم.
سوی توبنده بجان دیگری بتن پیوست
برتو بنده بسر دیگری بپا آمد
هوش مصنوعی: به سوی تو، بندهای از جان دیگری به تو وصل شد و بندهای دیگر از جان دیگری به سوی تو برآمد.
اگر چه در چمن تو گلست ونیست گیا
نصیب بنده چرا زآن چمن گیا آمد
هوش مصنوعی: هر چند در چمن تو گل وجود دارد و بنده به هیچ چیز نرسیده است، اما چرا از آن باغ گیاهی به من نرسیده است؟
صواب می شمری بر گنه جزا دادن
سزد که عفو کنی گر زمن خطا آمد
هوش مصنوعی: به جای اینکه گناه دیگران را فقط به خاطر زیاد بودنش محاسبه کنی، بهتر است که ببخشی. اگر از من هم اشتباهی سر زد، عفو و بخشش از تو شایستهتر است.
دلم زجا نرود از جفای تو هرگز
که جان رفته بیک لطف تو بجا آمد
هوش مصنوعی: دل من هرگز از بدیهای تو رنجیده نخواهد شد، زیرا جانم به خاطر لطف تو باقیمانده است.
بدست عشق تو ای دوست دانه دل من
چو گندمست که درحکم آسیا آمد
هوش مصنوعی: عشق تو، ای دوست، برای من مانند دانهای است که در آسیا قرار گرفته و در حال آسیاب شدن است.
هم ازمنست که با من کدورتی داری
زخاک باشد اگر آب بی صفا آمد
هوش مصنوعی: اگر از من ناراحتی و کدورتی داری، این باید به خاطر وجود خاکی باشد که در آب ناپاکی وجود دارد.
چو خاک کوی تو آورد باد گفتم زود
برو بچشم خبر کن که توتیا آمد
هوش مصنوعی: وقتی بادی خاک کوی تو را آورد، به خودم گفتم که سریع برو و از چشمم خبر بده که توتیا (که به معنای عشق یا یار است) آمده است.
بتن بگو چو جان شو چو دل بعشق رسید
بمس بگوی چوزر شو که کیمیا آمد
هوش مصنوعی: به عشق و محبت نزدیک شو و مانند جان و دل زندگی کن. وقتی به عشق واقعی رسیدی، به دیگران بگو که خود را در این حس عمیق غوطهور کن، زیرا در این لحظه، دنیایی تازه و ارزشمند به تو روی آورده است.
مرا در اول عشق تو گفت ای درویش
سرت برفت چو پایت بدست ما آمد
هوش مصنوعی: در ابتدای عشق تو، به من گفتند ای درویش، که تو چنان مجذوب شدهای که عقل و هوش خود را از دست دادهای، زیرا وقتی پای تو به دستان ما رسید، دیگر هیچ چیز از تو باقی نمانده است.
بکوی عشق تو جان داد سیف فرغانی
حسین بهر شهادت بکربلا آمد
هوش مصنوعی: سیف فرغانی، جان خود را در راه عشق تو فدای کرد و برای شهادت به کربلا آمد.