برگردان به زبان ساده
حسن تو بر ماه لشکر میکشد
عشق تو بر عقل خنجر میکشد
هوش مصنوعی: زیبایی و جذابیت تو به قدری قوی است که حتی ماه را تحت تأثیر قرار میدهد و عشق تو چنان قدرتمند است که عقل و تفکر را به چالش میکشد.
جان من بیتو ز تن در زحمت است
رنج یوسف از برادر میکشد
هوش مصنوعی: زندگی من بدون تو سخت و طاقتفرساست، مثل رنج و درد یوسف که از دست برادرش میکشد.
هر کرا عشقت گریبانگیر شد
از دو عالم دامن اندر میکشد
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق تو او را درگیر خود کند، از دو دنیا دستش را برمیدارد و به سوی تو میآید.
از تمنای کلاه وصل تست
هرکه بیتو زحمت سر میکشد
هوش مصنوعی: هر کسی که بدون تو رنج میبرد و به انتظار وصال تو نشسته است، در حقیقت به امید رسیدن به تو و عشق تو به سختیها و مشکلات زندگیاش ادامه میدهد.
بر سر کویت ز عزت آفتاب
خاک را چون سایه در بر میکشد
هوش مصنوعی: در نزدیکی تو، مانند سایهای که بر خاک نشسته، عظمت و نور آفتاب به وضوح دیده میشود.
در پی تو رهبر عشقت مرا
هر زمان در کوی دیگر میکشد
هوش مصنوعی: همواره دلم به یاد تو و عشق تو میتپد و هر بار که در جایی جدید میروم، باز هم خیال تو مرا میکشد و به سمت خود میکشاند.
در ره عشقت ترازو دار چرخ
مفلسی را همچو زر بر میکشد
هوش مصنوعی: در مسیر عشق تو، چرخ فلک مانند ترازویی، انسان فقیر را به اندازه طلا بالا میبرد.
گردن جانم ز گوهرهای تو
همچو گوشت بار زیور میکشد
هوش مصنوعی: جان من به زیباییهای تو مانند گوهرهایی آراسته و زینتدهنده است.
میخورد اندوه هجر از بهر وصل
جام زهری بهر شکر میکشد
هوش مصنوعی: او به خاطر دوری و جدایی از معشوق، رنج میبرد و برای رسیدن به وصال، برای شیرینی لحظهها، زهر مینوشد.
سالها شد کز پی ابریشمی
روی بربط زحمت خر میکشد
هوش مصنوعی: سالهاست که به دنبال زیبایی و لطافت صدای بربط، تلاش میکند و در این مسیر زحمت زیادی را متحمل میشود.
سیف فرغانی سخنها گفت لیک
محرمی چون نیست دم درمیکشد
هوش مصنوعی: سیف فرغانی حرفهای زیادی زده است، اما هیچکس نیست که به او گوش دهد و از صدای او استقبال کند.
در سخن دل را مدد از روی تست
معدن از خورشید گوهر میکشد
هوش مصنوعی: در کلام، دل به یاری چهرهات میآید، مانند اینکه معدن، از خورشید زیبایی و ارزش را استخراج میکند.