برگردان به زبان ساده
صنما چبود اگر بوسگکی وام دهی
نه برآشوبی هر ساعت و دشنام دهی
هوش مصنوعی: اگر تو بوسهای به من بدهی، چرا همیشه باید مرا ناراحت و دشنام دهی؟
بستهٔ دام تو گشت است دل من چه شود
که مرا قوت از آن پسته و بادام دهی
هوش مصنوعی: دل من اسیر محبت تو شده است. چه اهمیتی دارد اگر تو به من از پسته و بادام بدهی، وقتی که من در دام عشق تو گرفتار هستم؟
پختهٔ عشق شود گرچه بود خام ای جان
هر کرا روزی یک جام می خام دهی
هوش مصنوعی: اگر مسئولی از عشق استعداد پیدا کند، حتی اگر در ابتدا ناپخته و خام باشد، جان عزیزم، هر کس را که روزی به او یک لیوان شراب ناب بدهی، خواهد شد.
نکنی ور بکنی ناز به هنجار کنی
ندهی ور بدهی بوسه به هنگام دهی
هوش مصنوعی: اگر ناز نکنی، کار تو در نهایت مرتکب خطا خواهد شد؛ اگر هم که بخواهی چیزی بدهی، آن را در زمان مناسب و به شکل دلنشین ارائه کن.
گر دل و جان به تو بخشیم روا باشد از آنک
جان فزون گردد ز آنگه که مرا جام دهی
هوش مصنوعی: اگر دل و جان خود را به تو هدیه کنیم، اشکالی ندارد، چون با این کار جان ما بیشتر میشود، از زمانی که تو به من جامی میدهی.
جامهٔ غم بدرم من ز طرب چون تو مرا
تنگ در بسته میان، جام غمانجام دهی
هوش مصنوعی: من لباس غم را از تن در میآورم، زیرا تو مرا در دنیای تنگ و محدودیتهای خود محبوس کردهای، اما تو میتوانی با نوشیدن از جام شادی، غمهایم را به پایان برسانی.
بیقرار است سنایی ز غم عشق تو جان
چه بوَد گَرْش به یک بوسه تو آرام دهی
هوش مصنوعی: سنایی به شدت نگران و بیتاب است به خاطر غم عشق تو. چه میشود اگر تنها با یک بوسه تو، آرامش پیدا کند؟