برگردان به زبان ساده
برخی رویتان من ای رویتان چو ماهی
وی جان بیدلان را در زلفتان پناهی
هوش مصنوعی: برخی چهرههای شما همچون ماه میدرخشد و جان دلهای بیخبر از عشق، در دستههای زلف شما آرام میگیرد.
با رویتان تنی را باطل نگشت حقی
با زلفتان دلی را مشکل نماند راهی
هوش مصنوعی: با زیبایی چهرهتان باعث شدید که کسی به تن خود اهمیت ندهد و همچنین با موهایتان دلها را به درد آوردید، اما دیگر راهی برای رهایی از این مشکلات وجود ندارد.
جز رویتان که سازد جانهای عاشقان را
از ما سجدهگاهی وز مشک تکیهگاهی
هوش مصنوعی: فقط چهرهٔ شماست که جانهای عاشق را به سجده وادار میکند و مانند تکیهگاهی با عطر مشک آرامش میدهد.
جز زلفتان که دارد چون شهد و شمع محفل
از نیش جنگجویی وز نوش عذرخواهی
هوش مصنوعی: جز موهای شما که مانند عسل شیرین و شمع روشنی در جمع است، دیگر چیزی نمیدانم. من از نبرد و درگیری پرهیز میکنم و فقط از عذرخواهی میکنم.
نگذاشت زلف و رختان اندر مصاف و مجلس
در هیچ پای نعلی در هیچ سر کلاهی
هوش مصنوعی: مو و چهرهات اجازه ندادند که در هیچ نبرد و مجلسی از تو کم شود یا اینکه کسی در هیچ موقعیتی مزاحم تو شود.
با حد و خد هر یک خورشید کم ز ظلی
با قد و قدر هر یک طوبا کم از گیاهی
هوش مصنوعی: هر یک از ما با ویژگیها و خصوصیات خود، مانند خورشیدهایی هستیم که درخشش کمتری دارند. همچنین هر یک از ما مانند درختان طوبا هستیم که به نوعی ارزش و زیبایی خود را دارند، اما اندازه و اهمیت ما ممکن است متفاوت باشد.
از لعل درفشانتان یک خنده و سپهری
وز جزع جانستانتان یک ناوک و سپاهی
هوش مصنوعی: از زیبایی و لطافت چهره شما، دو چیز به دست میآید: یک لبخند که مانند آسمان باز و روشن است و از دل نگرانیها و غمها، یک تیر و نیروی مبارزه که همچون سپاه و نیروهای جنگی ظاهر میشود.
چون لعلتان بخندد هر عیسیی و چرخی
چون جزعتان بجنبد هر یوسفی و چاهی
هوش مصنوعی: وقتی لبخند لعلها را میبینید، هر عیسی از شگفتی سر میزند و هر یوسفی در چرخش و جنبش خود به تماشا میایستد.
از دام دلشکرتان هر دانهای و شهری
ا زجام جانستانتان هر قطرهای و شاهی
هوش مصنوعی: از درد و رنجی که به دل شما وارد میشود، میتوان به اندازهٔ هر دانهای از غمها بهرهبرداری کرد و از جانی که از عشق شما میگرفته میتوان به اندازهٔ هر قطرهای از شادمانیها استفاده کرد.
با جام باده هر یک در بزمگه سروشی
با دست و تیغ هر یک در رزمگه سپاهی
هوش مصنوعی: در مجلس بزم، هر کس با جام شراب نشسته و خوش میگذرانند، و در میدان جنگ نیز هر کدام با دست و شمشیر آماده نبرد هستند.
جز رویتان که دیدهست از روی رنگ رویی
جز چشمتان که دیدست از چشم نورگاهی
هوش مصنوعی: به جز چهره شما که دیدهام و زیباییاش را شناختهام، به جز چشمان شما که نور و درخشندگیشان را دیدهام، هیچ چیز دیگری را نمیشناسم.
زینان سیاهگرتر نشنیدهام سپیدی
زینها سپیدگرتر کم دیدهام سیاهی
هوش مصنوعی: هرگز نشنیدهام که سیاهتری از این زین وجود داشته باشد و کمتر دیدهام که زینی به سفیدی این زین باشد.
گر چنبر فلک را ماهیست مر شما را
صد چنبرست هر سو هر چنبری و ماهی
هوش مصنوعی: اگر در دایره آسمان، ماهی وجود دارد، برای شما صد دایره هر سو وجود دارد که هر یک در جستجوی ماهی است.
تا باده ده شمایید اندر میان مجلس
از باده توبه کردن نبود مگر گناهی
هوش مصنوعی: بیا و در میانه مجلس باده بنوش، زیرا توبه کردن از شراب کاری جز گناه نیست.
از روی بینیازی بیجاده که رباید
ورنه چه خیزد آخر بیجاده را ز کاهی
هوش مصنوعی: اگر چیزی بر حسب نیازی نباشد، ممکن است آن را برباید، وگرنه چه چیزی از بینیازی میتواند خارج شود از چیزی که ناچیز و بیارزش است.
از تیزی سنانتان هر ساعت از سنایی
آهی همی برآید جانی میان آهی
هوش مصنوعی: هر لحظه از تیزی و شدت سنان شما، صدایی به شکل آهی از دل سنایی برمیآید و زندگیش را به نوایی درمیآورد.