برگردان به زبان ساده
جوانی کردم اندر کار جانان
که هست اندر دلم بازار جانان
هوش مصنوعی: در دوران جوانی، تمام تلاش و انرژیام را صرف عشق و محبوبی کردم که در دل من همچنان جایی دارد و همیشه در خیال من حاضر است.
چو شکّر میگدازم زآب دیده
ز شوق لعل شکّربار جانان
هوش مصنوعی: از شوق لبهای شیرین معشوق، اشکهای من مانند شکر آب میشود.
ز من برد اندکاندک زندگانی
خلاف وعدهٔ بسیار جانان
هوش مصنوعی: زندگی من به آرامی و به تدریج از دست میرود و این در حالی است که محبوبم وعدههای زیادی به من داده بود.
فغان ای مردمان! فریاد فریاد
ز شوق دیدن و گفتار جانان
هوش مصنوعی: آنگاه ای مردم، فریاد و فغان! از شادی دیدن و سخن گفتن معشوق.
از آن دو نرگس خونخوارِ جانان
ز چشم مست ناهشیارِ جانان
هوش مصنوعی: چشمان جذاب و نازنین محبوبم به شدت قلب مرا میرباید و در عالم خواب و بیخبری فرومیبرد.
فغان زآن سنبلِ سیرابِ مشکین
دمیده بر رخ گلنارِ جانان
هوش مصنوعی: آه از آن سنبل خوشبو که به رنگ مشکی بر روی چهره گلنار محبوب من شکفته است.
همه شب زار گریم تا سحرگاه
همی بوسم در و دیوارِ جانان
هوش مصنوعی: شبها به شدت گریه میکنم و تا سپیدهدم، به عشق محبوبم در و دیوار را میبوسم.
چو مجنونم دوان در عشقِ لیلی
همی جویم به جان آثارِ جانان
هوش مصنوعی: من همچون مجنونی هستم که در عشق لیلی در حال دویدن است و با تمام وجود به دنبال نشانههایی از محبوبم میگردم.
ستاره بر منِ مسکین بگرید
اگر گویی بِدو اسرارِ جانان
هوش مصنوعی: اگر به ستاره بگویی رازهای محبوب را، آنچنان برای من بیچاره خواهد گرید.
ازین شهرم ولیکن چون غریبان
بمانده در غم و تیمارِ جانان
هوش مصنوعی: من در این شهر هستم، اما مانند بیگانگان در غم و ناراحتی محبوبم به سر میبرم.
ولیکن تا روان دارم، ندارم
من مسکین سرِ آزارِ جانان
هوش مصنوعی: اما تا زمانی که زندهام، من بیچاره آرامش سر دردساز محبوبم را ندارم.