برگردان به زبان ساده
ز دست مکر وز دستان جانان
نمیدانم سر و سامان جانان
هوش مصنوعی: از دست نیرنگ و فریبهای معشوق، نمیدانم وضعیت و حال و روز معشوق چگونه است.
ز بس کاخ شوخ داند پای بازی
شدم سرگشته و حیران جانان
هوش مصنوعی: به خاطر دلبستگی و زیباییهای زندگی، گرفتار و گیج عشق شدهام.
گشاد از چشم من صد چشمهٔ خون
دو بند زلف مشک افشان جانان
هوش مصنوعی: از چشمان من به اندازهٔ صد چشمه خون جاری است و دو رشته موهای مشکین محبوب، جان مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
اگر چه خود ندارد با رهی دل
هزاران جان فدای جان جانان
هوش مصنوعی: اگرچه او به تنهایی و بدون راهی، دلهای زیادی را برای محبوبش فدای جان او میکند.
چو زلف او رخ من پر شکن باد
اگر من بشکنم پیمان جانان
هوش مصنوعی: اگر او با موهایش بر من تأثیر بگذارد، من هم حاضرم اگر لازم باشد، به خاطر عشق او گردن به خطر دهم و به وعدههایم پشت کنم.
نبیند روز عمر من دگر مرگ
اگر باشم شبی مهمان جانان
هوش مصنوعی: اگر یک شب مهمان محبوبم باشم، دیگر نمیخواهم مرگ را در روزهای عمرم ببینم.
سنایی تا سما گردان بود هست
همیشه در خط فرمان جانان
هوش مصنوعی: سنایی میگوید: او که در مسیر عشق الهی است، همیشه در حال زیبایی و شگفتیهایی خواهد بود که جان او را به خودش میکشد.
بود همواره از بهر تفاخر
غلام و چاکر و دربان جانان
هوش مصنوعی: همیشه برای خودنمایی و تفاخر، غلامان، چاکران و دربانان محبوب وجود داشتهاند.