برگردان به زبان ساده
کدام پیک مبارک قدم دعای مرا
برد به حضرت خورشید آسمان مقدار
هوش مصنوعی: کدام فرشته یا پیامآور خوشبخت این دعا و خواسته مرا به پیشگاه خورشید آسمان رساند؟
پس از دعاب و زمین بوس گوید ای شاهی
که چرخ را همه بر قطب رای توست مدار
هوش مصنوعی: بعد از دعا کردن و زمین را بوسیدن، میگوید ای پادشاه، همه چیز در جهان به اراده و تصمیم تو بستگی دارد.
کسی که نام تو بر دل نوشت گشت عزیز
به غیر زر که به غایت شدست پیش تو خوار
هوش مصنوعی: کسی که نام تو را بر دل خود حک کرده، به غیر از طلا، به هیچ چیز دیگری اهمیت نمیدهد، زیرا برای او در مقابل تو همه چیز بیارزش شده است.
به دور عدل تو از غصه فتنه شد در خواب
به بانگ کوس تو از خواب بخت شد بیدار
هوش مصنوعی: به واسطه عدالت تو، از غم و ناراحتی، گرفتاریها و مشکلات به خواب رفتهاند. و به صدای بیداد تو، بخت و شانس به خواب رفته، بیدار شده و به زندگی بازگشته است.
بگرد جاهت اگر زآنچه و هم دایرهای
کشد به هم نرسد و هم را سر پرگار
هوش مصنوعی: اگر به دور خود بگردی و ببینی که هیچ کسی به اندازه تو به کمال نرسیده و هیچ دوستی نمیتواند همپایه تو باشد، پس بدان که تو در دایرهای از فضیلت و کمال قرار داری که کسی نمیتواند به تو برسد.
به جنب رای منیر تو آفتاب ز عجز
هزار بار زند پشت عجز بر دیوار
هوش مصنوعی: نور فکر روشن تو چنان درخشان است که حتی آفتاب، به خاطر ناتوانیاش، هزار بار به دیوار ناتوانیاش میکوبد.
ز تخت و بخت تو عالی است ملک را پایه
ز کلک و تیغ تو تیز است عدل را بازار
هوش مصنوعی: شکوه و منزلت تو در مقام سلطنت بسیار بالا است و قدرت و انصاف تو مانند یک قلم و شمشیر تند و کارآمد است که در امر عدالت تأثیرگذار است.
به ذکر خلق تو خلقند عنبرین انفاس
به شکر لطف تو داعی است شکرین گفتار
هوش مصنوعی: این بیت بیانگر این است که بوی خوش انسانها به خاطر یاد توست و این نشاندهندهی محبت و لطف توست. همچنین، صحبت کردن از تو را سپاسگزاری و شکر میداند.
نکرده سنگ وقار تو را زمانه قیاس
ندید بحر عطای تو داعی است شکرین گفتار
هوش مصنوعی: زمانه هیچگاه نتوانسته است که شخصیت والای تو را با چیزی مقایسه کند. دریای بخششهای تو همواره دعوتکننده است و کلامت شیرین و دلنشین است.
هران کمر که نه از بهر خدمتت بندد
به مذهب عقلا باشد آن کمر زنار
هوش مصنوعی: هر کسی که کمرش را نه به خاطر خدمت به تو ببندد، در واقع پیرو عقلا و خردمندان نیست و او تنها یک زنار به دور کمرش دارد.
به یمن همت تو پیش سائلان همه وقت
سفید و سرخ بود روی درهم و دینار
هوش مصنوعی: به لطف تلاشت، همیشه هنگام درخواست کمک از دیگران، چهرهام با خوشحالی و احترام روشن و درخشان بوده است.
من آنکسم که به مدح تو میکنم مشحون
جریدههای سیاه و سپید لیل و نهار
هوش مصنوعی: من کسی هستم که به ستایش تو میپردازم و نوشتههای من، چه سیاه و چه سفید، تحت تأثیر روز و شب است.
همیشه من به ثنای تو میچکانم در
چو ابر بیطمع و حرص را تب و ادرار
هوش مصنوعی: من همیشه مانند ابر بارانی بیفکر و بینیاز از سود و طمع، ستایش تو را خارج میکنم.
ولی توقعم از لطف شاه میباشد
که گه گهی دهدم بر ضمیر خویش گذار
هوش مصنوعی: انتظار من از محبت شاه این است که گاه و بیگاه خاطرات خوبی را به ذهنم بیاورم.
دوم که چون شمری بندگان مخلص را
مرا به اسم غلامی درآوری به شمار
هوش مصنوعی: دوم اینکه ای شمشیرزن، تو بندگان مخلص را به شمار بیاور و مرا هم به عنوان یکی از غلامان در میان آنان حساب کن.
از آن عروس سخن خوش نمینماید روی
که دارد آیینه طبع روشنم ز نگار
هوش مصنوعی: سخن زیبای آن عروس هیچ زیبایی ندارد، چرا که چهرهاش از آینههای درخشان دل من نمیتواند خوش نشان دهد.
تو پادشاه جهانی و ورد من این است
که پادشاه ز شاهی و ملک برخوردار
هوش مصنوعی: تو فرمانروای همه جهانی و من همواره به یاد تو هستم که قدرت پادشاهی و سلطنت از آنِ توست.