برگردان به زبان ساده
هلال غره دولت وجیه دولت و دین
که با ضمیر تو خورشید راضیا نبود
هوش مصنوعی: کمان هلالی خاج ز مرحمت و موفقیت قوی در عالم سیاست و دین که با وجود تو خورشید راضی و خرسند نبود.
هلال خواندمت زانکه زاده شمسی
وگرنه نام قمر، شمس را سزا نبود
هوش مصنوعی: تو را هلال نامیدم، زیرا که از خورشید به وجود آمدهای، وگرنه نام قمر شایسته خورشید نیست.
به عهد خلقت اگر نافه دم زند از مشک
حقیقت است که بی آهو و خطا نبود
هوش مصنوعی: اگر در زمان خلق، عطر خوشی از مشک منتشر شود، حقیقت این است که این عطر بدون وجود آهو و نقصی نیست.
چه ابر با تو اگر لاف زد مرنج که ابر
گدای یم بود و در گدا حیا نبود
هوش مصنوعی: اگر ابر نسبت به تو ادعا کرد و بزرگمنشی کرد، نباید ناراحت شوی، زیرا ابر خود نیازمند است و گدایی نمیتواند از خود عزتی داشته باشد.
اگر چانچه دهی صلح آب و آتش را
میانشان پس ازین جنگ و ماجرا نبود
هوش مصنوعی: اگر بتوانی میان آب و آتش صلح برقرار کنی، پس از این جنگ و درگیری دیگر وجود نخواهد داشت.
زبانت از سخن عدل و جور خالی نیست
بلی ز تیغ مهند گهر جدا نبود
هوش مصنوعی: زبان تو همیشه پر از سخنان عادلانه و ناعدالتی است. همانطور که سنگ قیمتی از تیغ تیز جدا نمیشود.
اگر عنایت تو پشت آسمان گردد
به هیچ رویش ازین پشت او دو تا نبود
هوش مصنوعی: اگر توجه و لطف تو در بالای آسمان باشد، هرگز نمیتواند دو تا از آن وجود داشته باشد.
دران مکان که نهد دست مسندت فراش
عجب گرش سر فرقد به زیر پا نبود
هوش مصنوعی: در آن جایی که دستت روی مسند مینشیند، عجیب نیست اگر ستارهی سر فرقد زیر پایت قرار نگیرد.
اساس دولتی از بهرت ابتدا امروز
کند زمانه که قطعاش انتها نبود
هوش مصنوعی: امروز، زمانه به ما نشان میدهد که پایههای یک دولت باید از بهترین اصول و روشها ساخته شود، به طوری که هیچگاه به پایان نرسد.
در آن مصاف که از خون کشته گل خیزد
به غیر بنده تو فتح را عصا نبود
هوش مصنوعی: در آن نبردی که از خون کشتهها گل میروید، تنها پیروزی در دست بنده توست و هیچ چیز دیگری نمیتواند به پیروزی کمک کند.
در آن مقام که بر ملک کار ملک افتد
گره به جز سر کلکت گره گشا نبود
هوش مصنوعی: در آن جایگاه که امور مملکت به دست ملک سپرده میشود، تنها کسی که میتواند مشکلات را حل کند، خود ملک است و هیچ کس دیگری نمیتواند به او کمک کند.
ز سنبله به عطارد دگر جوی نرسد
اگر عنایت رای تو را رضا نبود
هوش مصنوعی: اگر لطف و توجه تو وجود نداشته باشد، دیگر از سنبل (نماد زیبایی و عشق) به عطارد (نماد علم و آگاهی) نمیتوان رسید.
به خاصیت نبود ربود برگی کاه
اگر حمایت تو یار کهربا نبود
هوش مصنوعی: اگر کمک و حمایت تو نبود، حتی یک برگ کاه هم نمیتوانست به معنای خاصی دست یابد.
چو با عنایتت افتاد کار غله سبب
تو را چو نیست عنایت نصیب ما نبود
هوش مصنوعی: زمانی که لطف و توجه تو باعث شد کارها به خوبی پیش برود، اگر تو عنایت نداشته باشی، نصیب ما موفقیت نخواهد بود.
حقوق خدمت ما بر شما چو معلوم است
جهانیان را پوشیده بر شما نبود
هوش مصنوعی: حقوق ما در خدمت به شما به خوبی مشخص است و این موضوع برای همهی جهانیان روشن است و بر شما پنهان نیست.
به باب وجد تو مشهور گشت خلق و کرم
بدین سخن سخنی هیچ خصم را نبود
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که مردم به خاطر مهربانی و generosity تو معروف شدند و هیچ دشنام یا انتقادی نمیتواند به این سخن آسیبی بزند. منبع سخن تو چنان قدرتمند است که هیچ دشمنی نمیتواند آن را زیر سوال ببرد.
کرم که از همه با بی تو راست موروثی
چو هست باد گران با منت چرا نبود؟
هوش مصنوعی: منظور این بیت این است که حتی در شرایط سخت و دشوار نیز، انسان باید از خود صبر و قناعت نشان دهد و به مسیر خود ادامه دهد. وقتی که دیگران دچار مشکلات جدی هستند، بهتر است ما هم قدر و ارزش داشتههای خود را بدانیم و نیازی به شکایت نداشته باشیم. بر این اساس، در مواجهه با چالشها باید با تحمل و شکیبایی پیش رویم و از کمک و محبت دیگران بهره ببریم.
محقری که کریمی خصوص با چو منی
کند روانه تو باطل کنی روا نبود
هوش مصنوعی: اگر کسی که به نظر کوچک و ناچیز میآید، با کرم و بخشش خود با من رفتار کند، نباید تو او را نادیده بگیری و به راحتی از کنار او بگذری.
طمع بود شعرا را ز اسخیا لیکن
توقع از شعرا رسم اسخیا نبود
هوش مصنوعی: شاعران همیشه امید داشتند که از بخشندگی افراد سخاوتمند بهرهمند شوند، اما در واقع این انتظار از شاعران، از عادت و رفتار سخاوتمندان بیخبر بود.
مده در اول دن دردیم که دن را درد
بود همیشه ولیکن در ابتدا نبود
هوش مصنوعی: در ابتدای دنیا، هیچ دردی وجود نداشت، اما از آنجا که دنیا همیشه پر از درد بوده، باید بدانیم که این درد در آغاز محسوس نبود.
در آرزوی ثنای منند پادشهان
چرا جناب شما رغبت ثنا نبود
هوش مصنوعی: پادشاهان میکوشند تا من را ستایش کنند، اما جنابعالی هیچ علاقهای به این ستایش ندارید.
عنایتی است مرادم ز تو دگر سهل است
اگر بود زر من در میانه یا نبود
هوش مصنوعی: من فقط به توجه و لطف تو نیاز دارم، اینکه در زندگیام حتماً طلا و زر وجود داشته باشد یا نداشته باشد، برایم مهم نیست.
سخن دراز کشیدم زمان، زمان دعاست
که هر چه بهر تو گویم به از دعا نبود
هوش مصنوعی: من صحبت را طولانی کردم، اکنون زمان دعاست. هر آنچه که برای تو بگویم، از دعا بهتر نیست.
همیشه باد تو را دولت و بقا باقی
که هیچ چیز به از دولت و بقا نبود
هوش مصنوعی: همیشه آرزو کن که نعمت و دوام در زندگیات باقی بماند، چرا که هیچ چیز به اندازه نعمت و دوام ارزشمند نیست.