برگردان به زبان ساده
ای خداوندی که از دریای خاطر دم به دم
در ثنایت عقدهای در مکنون آورم
هوش مصنوعی: ای پروردگاری که هر لحظه از عمق دل برای ثنایت و ستایش تو نکات پنهان را به زبان میآورم.
هر زمان بهر عروس مدحت از کان ضمیر
قطهای چون قطعه یاقوت بیرون آورم
هوش مصنوعی: هر بار که برای عروسم باید سخنی بگویم، از عمق فکر و احساساتم جواهری همچون یاقوت بیرون میآورم.
از کمال فسحت ملک تو چون رانم سخن
نقصها در ملک جمشید و فریدون آورم
هوش مصنوعی: از شگفتی و بزرگی سلطنت تو، اگر بخواهم صحبت کنم، عیبها و کمبودها در Empire جمشید و فریدون را مطرح میکنم.
خسروا نگذاشت درد پا که بهر دستبوس
روی چون دولت به درگاه همایون آورم
هوش مصنوعی: درد پا اجازه نداد که به خاطر بزرگداشت و احترام، با دستانی خالی در برابر شما حاضر شوم.
گر نیاوردم به درگه درد سر معذور دار
من که درد پای دارم درد سر چون آورم
هوش مصنوعی: اگر نتوانستم به درگاه تو بیایم و مشکلاتی ایجاد کردم، مرا عذر بگذار. من خودم در درد پایم هستم و نمیتوانم به درد سر فکر کنم.