قطعه شمارهٔ ۱۱۴
سلمان ساوجی
»
دیوان اشعار
»
قطعات
»
قطعه شمارهٔ ۱۱۴
ای وزیری که ملک جاه تو راست
از سماوات و ارض افزون عرض
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
چون روا باشد ای خلاصه عمر
کی سزا باشد ای خلیفه ارض
که در ایام دولت تو کسی
که دعای تو باشد او را فرض
نخورد هیچ چیز الا غم
نکند هیچ کار الا قرض
قطعه شمارهٔ ۱۱۳: ای جهانبخشی که روز و شب چو نور آفتاب
قطعه شمارهٔ ۱۱۵: ماه گردون سلطنت ناگاه
اطلاعات
وزن:
فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
قالب شعری:
قطعه
منبع اولیه:
ساوهسرا
تعداد ابیات:
5
* با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
برگردان به زبان ساده
ای وزیری که ملک جاه تو راست
از سماوات و ارض افزون عرض
هوش مصنوعی: ای وزیری که مقام تو از عرش و فرش بالاتر است، برتری و جاه تو در زمین و آسمان بینظیر است.
از زمانه شکایتی دارم
بر ضمیر تو کرد خواهی عرض
هوش مصنوعی: من از روزگار شکایتی دارم و میخواهم به تو بگویم که درونت را در این مورد باز کنی.
چون روا باشد ای خلاصه عمر
کی سزا باشد ای خلیفه ارض
هوش مصنوعی: هرگاه زندگی به نیکی بگذرد، آیا سزاوار است که کسی به عنوان رهبر زمین باشد؟
که در ایام دولت تو کسی
که دعای تو باشد او را فرض
هوش مصنوعی: در ایام خوشی و موفقیت تو، هر کس که برای تو دعا کند، باید به او احترام بگذاری و او را در نظر بگیری.
نخورد هیچ چیز الا غم
نکند هیچ کار الا قرض
هوش مصنوعی: هیچ چیزی جز غم نمیخورد و هیچ کاری نمیکند جز طلب قرض.