برگردان به زبان ساده
هر که از روی تواضع بنهد پیشانی
پیش روی تو زهی روی و زهی پیشانی!
هوش مصنوعی: هر کسی که با ادب و تواضع پیشانیاش را در برابر تو بگذارد، باید از زیبایی چهرهات و هم از پیشانیات تقدیر کند!
همه خواهند تو را، تا تو کرا میخواهی؟
همه خوانند تو را، تا تو کرا میخوانی؟
هوش مصنوعی: همه به دنبال تو هستند، تو اما به چه کسی اهمیت میدهی؟ همه تو را دعوت میکنند، تو اما به چه کسی پاسخ میدهی؟
زان غمت یاد نیاید که منم در غم تو
زان عزیزست مرا جان که تو هم در جانی
هوش مصنوعی: از غم تو چیزی به یاد نمیآورم زیرا خودم در غم تو هستم. برای من جانم ارزشمند است چون تو هم در این حیات هستی.
سر مگردان ز من آخر که همه عمر عزیز
خود به پایان نتوان برد به سرگردانی
هوش مصنوعی: نگاهت را از من بر مگردان، زیرا که تمام عمر گرانبهایم را نمیتوانم در سرگردانی به پایان برسانم.
رفت در حلقه زلف تو به مویی صد دل
دل به خود رفت از آنست بدین ارزانی
هوش مصنوعی: دلها در دامی از زلف تو گرفتار شدند و هر کدام به نوعی از خود دور افتادند؛ این نشاندهندهٔ ارزشمند بودن این وضعیت است.
ساقیا نوبت آنست که از دست خودم
بدهی جامی و از دست خودم بستانی
هوش مصنوعی: ای ساقی، حالا وقت آن رسیده که از دست من جامی به من بدهی و بار دیگر از من بگیری.
گفت: درد دل خود میطلبم چون طلبم؟
که دلم با تو و من بیخودم از حیرانی
هوش مصنوعی: گفت: چطور میتوانم درد دل خود را به تو بگویم در حالی که دلم به تو وابسته است و خودم از سردرگمی بیخبرم؟
باد پایان سخن را تو سواری سلمان
آفرین بر سخنت باد، که خوش میرانی
هوش مصنوعی: باد، تو مانند سوارکاری همچون سلمان، آخرین سخن را به زیبایی به انتها میرسانی. به سخن تو آفرین که با نرمی و لطافت به حرکت درمیآید.