برگردان به زبان ساده
ای آنکه رخ و زلف تو آرایش دیده
گردیده بسی دیده و مثل تو ندیده
هوش مصنوعی: ای کسی که چهره و موهایت زیبایی بسیار به چشمها بخشیده و هیچکس مانند تو را ندیده است.
از گوشه بسی گوشه نشین را که ببینی
در میکدهها چشم سیاه تو کشیده
هوش مصنوعی: اگر در گوشهای از میکدهها به کسی که نشسته نگاه کنی، متوجه میشوی که چشمان سیاه تو او را بسیار جذاب کرده است.
چشمت به اشارت دل من برد و فدایت
چیزی که اشارت کنی ای دوست به دیده
هوش مصنوعی: چشم تو به طرف دل من اشاره کرد و من آمادهام تا فدای تو شوم. هر چیزی که تو اشاره کنی، برای من ارزشمند است و دوست داشتم آن را ببینم!
زلف تو بپوشید سراپای قدت را
آن شعر قبایی است به قد تو ببریده
هوش مصنوعی: زلفهای تو تمام قامتت را میپوشاند، مثل شعری که به اندازهی قد تو بافته شده است.
سربسته حدیثی است مرا با تو چو مویت
فی الجمله حدیثی است به گوش تو رسیده
هوش مصنوعی: من با تو سخنی دارم که به شکل غیرمستقیم بیان شده، مانند موهای تو که به طور کلی داستانی را روایت میکند و این داستان به گوش تو رسیده است.
چشمم به مژه قصه شوق تو نوشته
دل خون شد و آنگه ز سر خامه چکیده
هوش مصنوعی: چشمم به مژههایش داستان آرزوی تو را نوشته است. دل من از عشق به تو زخمی شده و سپس اشکهایم از قلم خودم سرازیر شدهاند.
ناصح سخن بوالعجبم میشنواند
سلمان همه عمر این سخن از کس نشنیده
هوش مصنوعی: ناصح به سلمان میگوید که سخنان حکمتآمیز بوالعجم را از دیگران شنیده، اما سلمان در تمام عمرش چنین سخنی را از هیچکس نشنیده است.