برگردان به زبان ساده
سرو سهی که کارش بالا بود همیشه
پیش تو دست بر هم بر پا بود همیشه
هوش مصنوعی: سرو بلند و زیبا که همیشه سربلند و با محبت بود، همیشه در حضور تو با احترام ایستاده و آماده خدمت بود.
از تنگی دهانت یک ذره گفته باشد
هر ذره کو به وصفت گویا بود همیشه
هوش مصنوعی: اگر دهان تو از تنگی بسته باشد، حتی یک ذره هم نمیتواند دربارهات بگوید؛ چون هر ذرهای که درباره تو صحبت کند، باید همیشه شایسته و گویا باشد.
تا شاهد جمالت مستور باشد از من
اشکم میان مردم رسوا بود همیشه
هوش مصنوعی: تا زمانی که زیبایی تو از من پنهان باشد، اشک هایم در میان مردم همیشه رسوا خواهد بود.
دل در هوای زلف مجنون رود مسلسل
جان از خیال رویت شیدا بود همیشه
هوش مصنوعی: دل در آرزوی زلف مجنون میتپد و جان از فکر چهرهات همیشه سرشار از شوق و اشتیاق است.
جای دل است کویت ز آنجا مران به جورش
بگذار تا دل من بر جا بود همیشه
هوش مصنوعی: جای دل و احساس من در کوی توست، پس مرا از آنجا دور نکن. بگذار که دل من همیشه در آن جا بماند.
انوار عکس رویت در دیه و دل من
چون می در آبگینه پیدا بود همیشه
هوش مصنوعی: نورهای صورتت در دهان و دل من مانند می در آب شفاف همیشه قابل مشاهده است.
هرلحظه چشمهایت بر هم زنند مجلس
آری میان مستان اینها بود همیشه
هوش مصنوعی: هر لحظه که چشمانت را میبندی، دوباره به جشن و شادمانی برمیگردی، زیرا این حالت خوشحالی و سرخوشی همیشه در میان مستان وجود داشته است.
آباد چون بماند آن دل که در سوادش
از ترک تاز چشمت یغما بود همیشه؟
هوش مصنوعی: آیا ممکن است دل آباد بماند اگر همیشه در آن، اثر نگاه تو وجود داشته باشد و شادی آن را برباید؟
آن دل که در دو عالم خواهد که با تو باشد
باید که از دو عالم تنها بود همیشه
هوش مصنوعی: دل کسی که میخواهد در این دنیا و آن دنیا همیشه با تو باشد، باید از تمام این دنیا و آن دنیا جدا و تنها باشد.
آنکس که از دو زلفت مویی خرد به جانی
زان حلقه حاصل او سودا بود همیشه
هوش مصنوعی: آن کسی که از دو زلف تو حتی یک مو را به عنوان جانش دریافت کرده است، همیشه با خیال تو دچار جنون شده است.
تا در کنارم آید یک روز چون تو دری
از خون کنار سلمان دریا بود همیشه
هوش مصنوعی: تا روزی کنارم بیایی، مانند دریایی از خون که همیشه در کنار سلمان جاری بود.