برگردان به زبان ساده
خیال خود همه باید، ز سر به در کردن
دگر به عالم سودای او گذر کردن
هوش مصنوعی: همه باید خیال خود را کنار بگذارند و از آن خلاص شوند تا بتوانند به دنیای عشق و آرزوی او پا بگذارند.
زمان زمان به جهانی رسیدن عشقش
وزان جهان به جهانی دگر سفر کردن
هوش مصنوعی: زمانی فرامیرسد که عشق او جهانی را تجربه میکند و از آن جهان به جهانی دیگر سفر میکند.
به منزلی که نباشد حبیب اگر باشد
سودا دیده نباید، در آن نظر کردن
هوش مصنوعی: اگر در جایی که محبوبی حضور ندارد، فقط رویای او در ذهن باشد، بهتر است به آن مکان ننگریست.
چو شمع در نظر او شبی هوس دارم
به پا ستادن و خوش خدمتی به سر کردن
هوش مصنوعی: در حضور او، همچون شمعی نورانی میدرخشم و آرزو دارم که شب را به پا ایستاده و به خدمت او بپردازم.
مطولست به غایت حکایت عشقش
نمیتوان به عبارات مختصر کردن
هوش مصنوعی: حکایت عشق او بسیار طولانی و پیچیده است و نمیتوان آن را با کلمات کوتاه و مختصر بیان کرد.
فرو مکش سخن موی در میان ای دل
چه لازمست سخن را درازتر کردن
هوش مصنوعی: ای دل، لازم نیست حرف را کش بدهی و طولانیاش کنی. فقط کافی است که به جای پرداختن به جزئیات بیمورد، به اصل مطلب بپردازی.
دل مرا که به بویی است قانع از تو چو مشک
چه باید این همه خونابه در جگر کردن؟
هوش مصنوعی: دل من که به بوی تو راضی است مانند مشک، چرا باید این همه درد و رنج را در درون تحمل کند؟
درین هوس که تویی باید اول ای سلمان
هوای دنیی و عقبی ز سر به در کردن
هوش مصنوعی: برای رسیدن به هدف و خواستههای معنوی، ابتدا باید از آرزوهای دنیوی و آخرتی دست کشید و آنها را کنار گذاشت.
به باد، جان به تمنای دوست بر دادن
ز خاک سر به تماشای یار بر کردن
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و آرزوی معشوق، جان خود را به چالش کشیدن و از خاک برخواستن تا یار را تماشا کنم.