برگردان به زبان ساده
نخواهم از سر کویش، به صد چندین جفا رفتن
نشاید شیر مردان را، به هر زخمی ز جا رفتن
هوش مصنوعی: نمیخواهم به خاطر عشق تو، با مشکلات و سختیهای بسیاری مواجه شوم. شیر مردان نباید با هر نیش و زخم کوچکی جا بزنند و از میدان خارج شوند.
طریق عاشقان دانی، درین ره چیست ای رهرو؟
غمش را پیروی کردن، بلا را پیشوا رفتن
هوش مصنوعی: راه عاشقان چگونه است ای مسافر؟ تسلیم غم شدن و پیشروی با درد و بلا.
بساط حضرت جانان، به سر باید سپرد ای جان
که جای سرزنش باشد، چنان جایی به پا رفتن
هوش مصنوعی: ای جان، باید بساط محبوب را به پایان رساند، زیرا جایی که باید انتقاد کرد، نباید در آن قدم گذاشت.
مقام کعبه وصل تو، دور افتاده است از ما
نه ساز رفتن است آنجا، مرانی برگ نارفتن
هوش مصنوعی: مکان کعبه که نماد وصال و نزدیکی به توست، از ما بسیار دور است. در آنجا نه راهی برای رفتن وجود دارد و نه دلیلی برای ماندن.
ز غیرت خلوت دل را، ز غیرت کردهام خالی
که غیرت را نمیزیبد، درین خلوت سرا رفتن
هوش مصنوعی: به خاطر غیرت و حسّاسیت قلبیام، این مکان خصوصی را خالی کردهام. زیرا رفتن به این مکان با وجود این حسّاسیت مناسب نیست.
به بوی زلف مشکین تو تا جان در تنم باشد
من بیمار خواهم در پی باد صبا رفتن
هوش مصنوعی: هر زمان که بوی موی خوش تو را حس کنم، حتی اگر جانم در این بدن باشد، من همچنان آمادهام که در جستجوی نسیم صبحگاهی بروم.
خیالت آشناور شد در آب چشم من گویی
چه واجب آشنایی را چنین در خون ما رفتن
هوش مصنوعی: تصویر تو در چشمانم مانند آبی آشنا و دلنشین است، گویی که این آشنایی چقدر سرنوشتساز و ضروری است که به عمق وجود ما نفوذ کرده است.
ازین در هیچ نگشاید، تو را سلمان همی باید
سر راهی طلب کردن، پی کاری فرا رفتن
هوش مصنوعی: هیچ درب و راهی به روی تو گشوده نمیشود، بلکه تو باید مانند سلمان، برای انجام کاری به دنبال راهی بگردی و پیش بروی.