برگردان به زبان ساده
همیشه نرگس مست تو را بیمار میبینم
ولی در عین بیماریش مردمدار میبینم
هوش مصنوعی: همیشه تو را در حالتی بیمار و مست از عشق میبینم، اما در عین حال، با دلی مهربان و مردمدار به نظر میرسی.
جهان میگردد از سودا، سیه بر چشم من هر دم
که چشم نازنینت را چنان بیمار میبینم
هوش مصنوعی: دنیا به خاطر آرزوها و خیالهای باطل میچرخد و هر لحظه، به خاطر بیماری چشمان زیبایت، غم و اندوه بر دل من سنگینی میکند.
ز شربتخانه لطفت دوایی ده که با دردت
دل سست ضعیفم را قوی افکار میبینم
هوش مصنوعی: از شربتخانهی محبتت دوایی به من بده که با درد و رنجی که دارم، دل ضعیف و شکنندهام را قویتر احساس میکنم.
ز باد ار میوزد بر من نسیم دوست مییابم
به آب ار میرسم در وی خیال یار میبینم
هوش مصنوعی: هرگاه باد ملایمی به من میوزد، احساس دوستی را در خود حس میکنم و وقتی که به آب نزدیک میشوم، تصویر یارم را در آن مشاهده میکنم.
نشان طاق ابروی تو را پیوسته میپرسم
خیال سرو بالای تو را بسیار میبینم
هوش مصنوعی: من همیشه از تو دربارهی زیبایی ابروهایت میپرسم و بارها تصور میکنم که چقدر قدت و ظرافت سرو مانند است.
ز باغ حسن خود بر خور که من در سایه سروت
جهانی را ز باغ عمر برخوردار میبینم
هوش مصنوعی: از زیباییهای تو لذت میبرم و در زیر سایهات، دنیایی از سرسبزی و زندگی را مشاهده میکنم که به من حس طول عمر میدهد.
رخت آیینه حسن است و حسنت صورت و معنی
من این صورت که میبینم در آن رخسار میبینم
هوش مصنوعی: لباس تو نماد زیباییات است و زیباییات هم شامل ظاهر و هم باطن میشود. من در این چهرهای که میبینم، زیباییات را میجویم.
حدیث سوزناک دل از آن با شمع میگویم
که بر بالین خود او را به شب بیدار میبینم
هوش مصنوعی: من درد و غصهام را به شعلهی شمع میگویم، زیرا در شب، در کنار او بیدار هستم و او هم در کنارم هست.
درون روشن سلمان که هست آیینه عشقت
بحمدالله که این آیینه بیزنگار میبینم
هوش مصنوعی: سلمان درونش پر از روشنایی و روشنی عشق توست. خوشحالم که این محبت بدون هیچ خدشهای در قلبم وجود دارد.