برگردان به زبان ساده
دل نصیب از گل رخسار تو، خاری دارد
خاطر از رهگذرت، بهره غباری دارد
هوش مصنوعی: دل به زیبایی صورت تو دلخوش است، اما یاد تو برایم بیقراری و دردسته. نگاهت باعث میشود که احساس تنهایی کنم و خاطرم از حضورت غمگین است.
دیده در خلوت وصل تو ندارد، راهی
کار، کار دل تنگ است، که باری دارد
هوش مصنوعی: چشمی که در تنهایی وصالت به سر میبرد، نمیتواند راهی بیابد. کار دل خسته و دلتنگ، بار سنگینی به دوش دارد.
غم ایام خورم، یا غم خود، یا غم دوست؟
غم من نیست از آن غم که شماری دارد
هوش مصنوعی: در دل خود غم روزگار را میپرورم، آیا غم خودم را احساس کنم یا غم دوستی دیگر؟ غم من آنقدر عمیق و بینهایت است که قابل شمارش نیست.
دوش صد بار به تیغ مژهام زد چشمت
که به هر گوشه چو من کشته، هزاری دارد
هوش مصنوعی: دیشب بارها چشمانت با نرمی و زیبایی خودم را مجروح کرد، به گونهای که هر جا نگاه میکنم، مثل من افراد زیادی از زیبایی تو آسیب دیدهاند.
گله کردم، دهنت گفت: مگو هیچ که او
مست بود، امشب و امروز خماری دارد
هوش مصنوعی: این عبارت به این معناست که وقتی من شکایت کردم، تو به من گفتی که در این لحظه صحبت نکن چرا که او در حال مستی است و حالا احساس خستگی و بیحالی دارد.
عالمی غرقه دریای هوا و هوسند
هر کسی خاطر یاری و دیاری دارد
هوش مصنوعی: بسیاری از مردم در دنیای آرزوها و خواستههای شخصی غرق شدهاند و هر کسی به دنبال محبت و سرپناهی برای خود میگردد.
زین میان، خاطر آسوده کسی راست که او
دامن دوست، گرفتست و کناری دارد
هوش مصنوعی: در میان همه، کسی که آرامش خاطر دارد، دامن دوست را در دست گرفته و در کنار او قرار دارد.
بحر، میجوشد و جز باد ندارد در کف
صدف آورده به کف، در و قراری دارد
هوش مصنوعی: دریا به شدت در تلاطم است و هیچ چیز جز باد در دستانش نیست. صدفی که در دستانش دارد، حاکی از آرامش و تعادل خاصی است.
پای باد از پی آن، هر نفسی میبوسم
که به خاک سر کوی تو، گذاری دارد
هوش مصنوعی: هر نفسی که میکشم را چون بوسهای بر پای باد میزنم، چرا که این نفسها به خاک سرکوچه تو میرسند و عبور میکنند.
نیست در کوی تو کاری، دگران را لیکن
با سر کوی تو سلمان، سروکاری دارد
هوش مصنوعی: در محل شما هیچ کار و فعالیتی انجام نمیشود، اما دیگران با سر کوی شما، سلمان، ارتباط و سر و کاری دارند.