برگردان به زبان ساده
کاسهٔ ما ز سفال است، خوش این مسکینی
پنجهٔ ما نبود شانهٔ موی چینی
هوش مصنوعی: ظرف ما از سفال ساخته شده است، خوشا به حال این بیچارگی که دست ما شانهٔ موی چینی را ندارد.
راه شد بسته به حرفش، که به هم چسبیدهست
دو لب او چو زبان قلم از شیرینی
هوش مصنوعی: حرف او به گونهای است که گویی راه ارتباط بسته شده، چون لبهایش به هم پیوستهاند و مانند قلمی که با شیرینی حرف میزند، جذاب و دلنشین است.
نامه را کاغذ ابری کنم از موج سرشک
شاید آن طفل قبولش کند از رنگینی
هوش مصنوعی: من میخواهم نامهام را به گونهای زیبا و دلانگیز درست کنم، مانند کاغذ ابری که با اشکهایم مرطوب شده است، تا شاید آن کودک به خاطر زیباییاش آن را بپذیرد.
سایه ی لوح مزار است مرا سرو چمن
بی قدش می کند از بس به دلم سنگینی
هوش مصنوعی: سایهی سنگی مزار بر من سنگینی میکند و نبودن سرو در باغ باعث میشود این احساس سنگینی بیشتر شود.
هوس نعمت فغفور خودآرایی کرد
کاسه بر دست گدا داد ز چوب چینی
هوش مصنوعی: آرزو به داشتن نعمتهای فراوان و زیبایی، باعث شد که کاسهای بر دست گدا بگذارد و از چوب چینی به او دهد.
عجبی نیست ازو گر بگریزند سلیم
سبزوار است خط و بوالهوسان قزوینی
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که تعجبی ندارد اگر افرادی که دارای نیتهای پاک و سلیم هستند، از سر و سامان نداشتن و بیهدفی بعضی از افراد دوری کنند. سلیم سبزوار به عنوان یک فرد باخلاق و با آرامش در میان انسانهای بیهدفی چون بوالهوسان قزوینی قرار میگیرد و این موضوع نشاندهنده تضاد میان این دو گروه است.