برگردان به زبان ساده
ساقی ار خواهی کنی احباب را گردآوری
همچو ساغر کن شراب ناب را گردآوری
هوش مصنوعی: اگر میخواهی دوستانت را جمع کنی، مانند یک جام، شراب خالص را نیز جمعآوری کن.
در بیابان طلب از رهروان آگه است
می کند هرکس چو گوهر آب را گردآوری
هوش مصنوعی: در بیابان، تنها افرادی که در راهاند نکتهسنجی دارند و آگاه هستند میتوانند آب را مانند گوهر جمعآوری کنند. هر کس تلاش میکند تا ارزشمندترین چیزها را بیابد و به دست آورد.
کرده ضبط گریه ام عاجز، وگرنه می کند
چون صدف آیینه ام سیماب را گردآوری
هوش مصنوعی: من نمیتوانم گریهام را کنترل کنم، اما اگر میتوانستم، همچون صدفی که نقره را جمعآوری میکند، آن را به زیبایی درآورده و در آینه نشان میدادم.
ساده لوحی بین که خواهم ضبط حسن او کنم
همچو هاله می کنم مهتاب را گردآوری
هوش مصنوعی: سادهدلی من را ببین که میخواهم زیبایی او را نگهدارم، مثل این که میخواهم نور ماه را جمعآوری کنم.
طره ی سنبل ندارد تاب، از بس کرده است
حلقه ی زلف تو پیچ و تاب را گردآوری
هوش مصنوعی: گل سنبل به قدری زیبایی و حساسیت دارد که نمیتواند تاب و پیچش زلف تو را تحمل کند، چون آنقدر در پیچ و تاب زلفت غرق شده که خودش در این زیبایی گم شده است.
اشک طوفان گر کند، در دامن من می کند
همچو دریا کرده ام گرداب را گردآوری
هوش مصنوعی: اگر طوفان اشک بریزد، در دامن من جمع میشود، مانند دریا که گرداب را به هم میآورد.
هیچ معشوقی پریشانگرد و هرجایی مباد
مرد دنیا چون کند اسباب را گردآوری؟
هوش مصنوعی: هیچ معشوقی نباید بینظمی و بیقراری داشته باشد، و مرد دنیا چطور میتواند نشاندهندهٔ آن باشد در حالی که تنها در پی جمعآوری دنیا و متعلقاتش است؟
آشنای چشم من هرگز نمیگردد سلیم
چشم او کرده است از بس خواب را گردآوری
هوش مصنوعی: چشم من به کسی آشنا است که هرگز نگاهش به دیگران نمیافتد؛ او چنان در خواب و غفلت غرق شده که انگار تمام خوابها را جمع کرده است.